رونوشت های متن
گزارش پرزیدنت اوباما از آخرین تحولات در رابطه با اقدام بین المللی در لیبی
کاخ سفید دفتر سخنگو 28 مارس 2011 سخنان رئیس جمهوری خطاب به ملت لیبی دانشگاه دفاع ملی واشنگتن دی سی 7:31 بعد از ظهر به وقت شرقی رئیس جمهوری: امشب، می خواهم تازه ترین خبرها را از اقدام بین المللی که ما در لیبی رهبری آن را به عهده داشته ایم– کارهایی که انجام داده ایم، طبق برنامه چه کارهایی را می خواهیم انجام دهیم، و چرا این مسئله برای ما اهمیت دارد- به آگاهی مردم آمریکا برسانم. می خواهم صحبتم را با ادای احترام به مردان و زنان نظامی خودمان آغاز کنم که بار دیگر با شجاعت، به طور حرفه ای و با وطن دوستی عمل کرده اند. آنها با سرعت و قدرت خارق العاده ای دست به عمل زدند. در پرتو مساعی آنها و دیپلمات های متعهدمان، ائتلافی شکل گرفته است و زندگی های بی شماری نجات یافته اند. در این میان، در همین حالی که ما صحبت می کنیم، سربازان ما مشغول حمایت از متحد ما، ژاپن، هستند، عراق را ترک کرده و آن را به مردمش واگذاشته اند، حرکت تعرضی طالبان را در افغانستان متوقف کرده اند، و در سرتاسر کرۀ زمین، به دنبال القاعده هستند. من به عنوان فرماندۀ کل قوا، از سربازان، ملوانان، هوانوردان، دریانوردان، گارد ساحلی و خانواده های آنها سپاسگزاری می کنم. و می دانم که همۀ آمریکایی ها در این احساس با من شریک هستند. برای نسل ها، ایالات متحده آمریکا به عنوان محور امنیت جهانی و به عنوان حامی آزادی بشری، نقش منحصر به فردی را ایفا کرده است. در حالی که ما نگران مخاطرات و هزینۀ اقدام نظامی هستیم، به طور طبیعی رغبتی به این که برای حل مشکلات زیاد جهان از نیروی زور استفاده کنیم نداریم. اما وقتی منافع و ارزش های ما به خطر افتاده باشند، وظیفه داریم اقدامی به عمل آوریم. این چیزی است که ظرف شش هفتۀ گذشته در لیبی اتفاق افتاده است. لیبی درست بین تونس و مصر واقع شده است – دو کشوری که وقتی مردمشان به پا خاستند تا اختیار سرنوشت خود را به دست گیرند، مایۀ الهام جهانیان شدند. برای بیش از چهار دهه، فردی مستبد، معمر قذافی، بر مردم لیبی حکومت رانده است. او آزادی های مردم را از آنها سلب کرده، ثروت آنها را به یغما برده، مخالفان را در وطن و در خارج از کشور به قتل رسانده و مردم بی گناه، از جمله شماری از آمریکایی هایی را که توسط عوامل لیبی کشته شدند، در اطراف جهان ترور کرده است. ماه گذشته، چنین به نظر می رسید که چنگال وحشت آفرین قذافی جای خود را به امید به آزادی داده باشد. در شهرها و شهرستان های سرتاسر کشور، مردم لیبی به خیابان ها آمدند تا حقوق اساسی خود را مطالبه کنند. همانطور که یک لیبیایی می گوید: "برای اولین بار، ما سرانجام امیدوار شدیم که کابوس چهل ساله مان به زودی به پایان خواهد رسید." قذافی هنگامی که با این مخالفت روبرو شد، حمله به مردم را آغاز کرد. جدی ترین نگرانی من به عنوان رئیس جمهوری، امنیت شهروندانمان بود، بنابراین، ما سفارت خود را تخلیه کردیم و همۀ آمریکایی هایی را که از ما تقاضای کمک کرده بودند از کشور خارج ساختیم. بعد ما ظرف مدت فقط چند روز گام های بسیار سریعی برداشتیم تا به تاخت و تاز قذافی پاسخ دهیم. بیش از 33 میلیارد دارائی های رژیم قذافی را مسدود کردیم. ما با پیوستن به سایر کشور ها در شورای امنیت سازمان ملل، تحریم های خود را بیشترگسترش دادیم، تحریم تسلیحاتی برقرار ساختیم و کاری کردیم که قذافی و کسانی که در اطراف وی هستند برای جنایاتی که مرتکب شده اند مورد بازخواست قرار گیرند. من این نکته را روشن ساختم که قذافی اعتماد مردم خود و مشروعیت رهبری را از دست داده است و گفتم که او باید از قدرت کناره گیری کند. قذافی در مواجهه با محکومیت جهانی، تصمیم گرفت به حملات خود شدت بخشد، و عملیات نظامی را علیه مردم لیبی آغاز کرد. مردم بی گناه هدف کشتار وی قرار گرفتند. بیمارستان ها و آمبولانس ها مورد حمله قرار گرفتند. خبرنگاران دستگیر شدند، از نظر جنسی مورد حمله قرار گرفتند و کشته شدند. تدارکات آذوقه و سوخت قطع شد. آب به روی صدها هزار نفر مردم میسوراتا بسته شد. شهرها و شهرستان ها در معرض بمباران موشکی قرار گرفتند، مساجد نابود، و آپارتمان ها با خاک یکسان شدند. هواپیماهای جت نظامی و چرخ بال های مجهز به مسلسل به روی مردمی که در برابر حملات هوایی، هیچ ابزاری برای دفاع از خود نداشتند آتش گشودند. من در برابر این سرکوب وحشیانه و بحران انسانی که کشور را تهدید می کرد، دستور دادم کشتی های جنگی ما وارد مدیترانه شوند. متحدان اروپایی ما اعلام آمادگی کردند که منابع لازم را برای متوقف کردن این کشتار فراهم کنند. جبهۀ مخالفان در لیبی و اتحادیۀ عرب از جهان خواستند که جان مردم لیبی را نجات دهند. و بنابراین، به دستور من، آمریکا رهبری این اقدام را همراه متحدان ما در شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب قطعنامه ای تاریخی به عهده گرفت. این قطعنامه وضع منطقۀ ممنوعۀ پرواز را بر فراز آسمان لیبی اجازه داد تا ما بدین وسیله حملات هوایی رژیم را متوقف کنیم، و همچنین ما را مجاز ساخت که از همۀ اقدامات لازم برای حمایت از مردم لیبی استفاده کنیم. ده روز پیش، بعد از تلاش برای پایان دادن به خشونت بدون توسل به زور، جامعۀ بین المللی برای آخرین بار برای قذافی این فرصت را فراهم ساخت که از عملیات کشتار خود دست بردارد، یا با عواقب آن مواجه شود. نیروهای وی، به جای این که عقب نشینی کنند، همچنان به پیشروی خود ادامه دادند، به شهر بنغازی، که محل زندگی تقریباً 700.000 نفر مرد، زن و کودکی است که خواستار رهایی از ترس بودند، حمله کردند. در این زمان، ایالات متحده و جهان با یک انتخاب رو به رو بودند. قذافی اعلام کرده بود که "هیچ رحمی" به مردم خود نشان نخواهد داد. او آنها را به موش تشبیه و تهدید کرده بود که خانه به خانه به دنبال آنها خواهد رفت تا آنها را به سزای عملشان برساند. در گذشته، ما شاهد این بودیم که وی شهروندان را در خیابان به دار می آویخت، و تنها ظرف یک روز بیش از هزار نفر را به قتل رساند. اکنون ما می دیدیم که نیروهای رژیم در حاشیۀ شهر هستند. می دانیم که اگر می خواستیم – اگر فقط یک روز دیگر صبر می کردیم، بنغازی، شهری تقریباٌ به اندازۀ شارلوت، دچار قتل عامی می شد که بر تمام منطقه سایه می افکند و وجدان جهان را به درد می آورد. این در جهت منافع ملی ما نبود که بگذاریم چنین اتفاقی روی دهد. من نمی توانستم بگذارم چنین امری اتفاق بیفتد. و بنابراین، نُه روز قبل، بعد از مشورت با رهبران دو حزب در کنگره، من اجازۀ اقدام نظامی برای متوقف کردن کشتار و اجرای قطعنامۀ 1973 شورای امنیت سازمان ملل را صادر کردم. ما نیروهای رژیم را که به طرف بنغازی می رفتند مورد حملۀ موشکی قرار دادیم تا این شهر و مردم داخل آن را نجات دهیم. ما سربازان قذافی را در شهر همسایه، اجدابیه، مورد اصابت موشک قرار دادیم و به نیروهای مخالف امکان دادیم تا آنها را بیرون برانند. ما نیروهای دفاع هوایی قذافی را مورد حمله قرار دادیم، و این خود زمینه را برای به اجرا گذاشتن منطقۀ ممنوع پرواز هموار کرد. ما تانک ها و تدارکات نظامی را که شهرستان ها و شهرها را محاصره کرده بودند هدف قرار دادیم و بیشتر منابع تدارکات آنها را قطع کردیم. و امشب، می توانم گزارش بدهم که ما توانسته ایم پیشروی مرگبار قذافی را متوقف کنیم. در این اقدام، ایالات متحده به تنهایی عمل نکرده است. به جای آن، ائتلاف قوی و رو به گسترشی در این کار به ما پیوسته است. این ائتلاف از متحدان نزدیک ما – کشورهایی ماند انگلستان، فرانسه، کانادا، دانمارک، نروژ، ایتالیا، اسپانیا، یونان، و ترکیه تشکیل شده – که همگی آنها ده ها سال است در کنار ما جنگیده اند. و شامل شرکای عرب مثل قطر و امارات متحده عربی است، که تصمیم گرفته اند به وظیفۀ خود برای دفاع از مردم لیبی عمل کنند. به طور فشرده، پس: در مدت فقط یک ماه، ایالات متحده با شرکای بین المللی ما همکاری کرده است تا ائتلاف گسترده ای را بسیج کند، یک فرمان بین المللی برای محافظت از غیرنظامیان به دست آورد، راه یک ارتش در حال پیشروی را سد سازد، از قتل عام جلوگیری کند، و منطقۀ ممنوعۀ پرواز را همراه متحدان و شرکای ما به مورد اجرا بگذارد. برای این که به شما چشم اندازی به شما از این که این پاسخ نظامی و دیپلماتیک چگونه به این سرعت شکل گرفت ارائه دهم به این نکته اشاره می کنم، که وقتی مردم در سال 1990 با بی رحمی در بوسنی کشته می شدند، برای جامعۀ بین المللی بیش از یک سال طول کشید تا با توسل به نیروی هوایی برای محافظت از غیرنظامیان مداخله کند. برای ما، این کار 31 روز به طول انجامید. علاوه بر آن، ما به نحوی به این اهداف دست یافتیم که با تعهدی که من از ابتدا در مورد عملیات نظامی به مردم آمریکا سپرده بودم سازگاری داشت. من گفتم که نقش آمریکا محدود خواهد بود؛ که ما نیروی زمینی خود را به لیبی نخواهیم برد؛ که تمرکز ما بر قابلیت های منحصر به فرد مان در خط مقدم عملیات خواهد بود و این که ما مسئولیت را به متحدان و شرکایمان واگذار خواهیم کرد. امشب ما به در حال عمل کردن به این قول هستیم. مؤثرترین اتحاد ما، ناتو، فرماندهی اجرای تحریم تسلیحاتی و برقراری منطقۀ ممنوع پرواز را به عهده گرفته است. شب گذشته، ناتو تصمیم گرفت مسئولیت بیشتری برای محافظت از غیر نظامیان لیبی به عهده بگیرد. این انتقال [مسؤلیت] از ایالات متحده به ناتو روز چهارشنبه صورت خواهد گرفت. اندکی بعد، رهبری اجرای منطقۀ ممنوع پرواز و محافظت از غر نظامیان در منطقه به متحدان و شرکایمان واگذار خواهد شد، و من کاملا مطمئن هستم که ائتلاف ما همچنان به اعمال فشار به نیروهای باقی ماندۀ قذافی ادامه خواهد داد. در این تلاش، ایالات متحده نقشی حمایتی– از جمله تأمین اطلاعات، حمایت راهبردی، یاری دادن به عملیات جستجو و نجات، و به کار بردن توانایی هامان برای ایجاد اختلال در دستگاه ارتباطات رژیم. به علت این انتقال مسئولیت به یک ائتلاف گسترده تر تحت کنترل ناتو، خطر و هزینۀ این عملیات – برای نظامیان ما و برای مالیات دهندگان آمریکایی – به نحو چشمگیری کاهش خواهد یافت. بنابراین، برای کسانی که به قابلیت ما برای اجرای این عملیات شک داشتند، می خواهم خیلی روشن بگویم: ایالات متحده آمریکا به آنچه که گفتیم انجام خواهیم داد عمل کرده است. این بدین معنا نیست که بگویم که کارما به پایان رسیده است. علاوه بر مسئولیت ما در ناتو، ما با جامعۀ بین المللی همکاری خواهیم کرد تا به مردم لیبی ، به کسانی که برای گرسنگان خود احتیاج به غذا و برای زخمی هایشان نیاز به مراقبت های پزشکی دارند، امداد رسانی کنیم. ما از بیش از 33 میلیارد دلار دارائی های مسدود شدۀ رژیم قذافی پاسداری خواهیم کرد تا این پول برای باز سازی لیبی مهیا باشد. به هر حال، این پول نه به قذافی تعلق دارد و نه به ما – این پول متعلق به مردم لیبی است. و ما اطمینان حاصل خواهیم کرد که این پول به دست آنان برسد. فردا، کلینتون، وزیر امور خارجه به لندن خواهد رفت و در آنجا با جبهۀ مخالفان لیبی ملاقات و با بیش از 30 کشور مشورت خواهد کرد. این گفتگو ها بر نوع اقدام سیاسی که لازم است برای وارد کردن فشار به قذافی به کار گرفته شود متمرکز خواهد بود، در حالی که همچنین از انتقال به آینده ای که مردم لیبی استحقاق آن را دارند حمایت به عمل خواهد آورد – چون در حالی که مأموریت نظامی ما تنها محدود به حفظ جان مردم است، ما همچنان هدف بزرگتری را بر این اساس که لیبی نه به یک دیکتاتور، بلکه به مردم لیبی تعلق دارد، تعقیب خواهیم کرد . اکنون من، علیرغم موفقیت هایی که در نتیجۀ اقدامات ما ظرف هفتۀ گذشته به دست آمده، می دانم که بعضی از آمریکایی ها همچنان سؤالاتی در مورد اقدامات ما در لیبی برایشان مطرح است. قذافی هنوز از قدرت برکنار نشده است، و تا زمانی که او از قدرت برکنار نشود، لیبی همچنان جای خطرناکی خواهد بود. به علاوه، حتی بعد از این که قذافی قدرت را کنار بگذارد، 40 سال حکومت استبدادی لیبی را به مکانی از هم گسیخته تبدیل کرده که فاقد نهادهای مدنینیرومند است. انتقال مسؤلیت به دولتی مشروع که پاسخگوی مردم لیبی باشد کار دشواری است. و در حالی که ایالات متحده به سهم خود کمک خواهد کرد، این کاری است که جامعۀ بین المللی باید آن را انجام دهد و – از همه مهمتر – کاری است که خود مردم لیبی باید آن را به انجام رسانند. در حقیقت، در بخش بزرگی ازبحث های انجام شده در واشنگتن، گزینه ای ارائه گردیده که تا آنجا که به لیبی مربوط می شود، نادرست است. از یک طرف، برخی می پرسند که آیا اصولا آمریکا باید در این سرزمین دور دست – حتی به صورت محدود - مداخله کند. آنها چنین استدلال می کنند که نقاط زیادی در دنیا وجود دارند که در آن شهروندان بی گناه با خشونت وحشیانه به دست دولت خود رو به رو هستند، وکسی نباید از آمریکا انتظار داشته باشد که از جهان ، به ویژه وقتی که ما این همه نیازهای مبرم دیگر اینجا در داخل وطنمان داریم، نگهبانی کند. درست است که آمریکا نمی تواند از قدرت نظامی ما در هر جا که ظلمی صورت می گیرد استفاده کند. و با توجه به هزینه و خطر مداخله، ما باید همواره منافع خودمان را در مقایسه با نیاز به عمل در نظر داشته باشیم. اما این نمی تواند برای این که ما هرگز به طرفداری از آنچه حق است حرکتی را انجام ندهیم، استدلالی باشد . در این کشور به خصوص – لیبی – در این زمان به خصوص، ما با چشم انداز خشونت در ابعادی وحشتناک رو به رو هستیم. ما این توانایی منحصر به فرد را داشتیم که این خشونت را متوقف سازیم: یک فرمان بین المللی برای وارد عمل شدن در احتیارمان بود، ائتلافی گسترده، آماده بود به ملحق شود به ما،از حمایت کشورهای عربی برخوردار بودیم و خود مردم لیبی در خواست کمک داشتند. ما همچنین این توانایی را داشتیم که نیروهای قذافی را بدون پیاده کردن سربازان آمریکایی در منطقه در جای خود متوقف کنیم. کنار گذاشتن مسئولیت آمریکا به عنوان رهبر و – عمیق تر از آن – مسئولیت های ما نسبت به هم نوعان خود در چنین شرایطی، خیانت به هویت ما است. بعضی کشورها ممکن است بتوانند چشم خود را به روی این قساوت در کشورهای دیگر ببندند. ایالات متحده آمریکا دارای موقعیتی متفاوت است. و من به عنوان رئیس جمهوری، من نمی توانستم، منتظر تصاویر کشتار و گورهای دسته جمعی بمانم تا دست به عمل بزنم. همچنین، آمریکا درجلوگیری قذافی از سرکوب کسانی که با وی مخالفند، دارای منافع راهبردی مهمی است . قتل عام باعث خواهد شد که هزاران پناهندۀ دیگر از مرز های لیبی عبور کنند، و فشار عظیمی را به انتقال مسالمت آمیز ولی هنوز سست و شکننده قدرت در مصر و تونس وارد سازند. تاریک ترین شکل دیکتاتوری بر انگیزه های دموکراتیکی که در سرتاسر منطقه جریان پیدا کرده است سایه می افکند، زیرا رهبران سرکوبگر چنین نتیجه گیری می کردند که بهترین راهکار برای چسبیدن به قدرت استفاده از خشونت است. در این صورت نشان داده می شد که فرمان شورای امنیت سازمان ملل چیزی جز چند کلمۀ تو خالی نیست، و اعتبار آیندۀ آن نهاد را برای پاسداری از صلح و امنیت جهانی را از میان می برد. بنابراین، در حالی که من هرگز هزینۀ انجام عملیات نظامی را دست کم نگرفته ام، معتقدم که خودداری از اقدام در لیبی برای آمریکا هزینۀ بسیار بیشتری را در بر داشت. اکنون، درحالی که کسانی که علیه مداخله در لیبی استدلال می کنند، کسانی هم هستند که پیشنهاد کرده اند که ما مأموریت نظامی خود را به فراتر از وظیفۀ محافظت از مردم لیبی گسترش دهیم، و به هر اقدامی را که برای سرنگونی حکومت قذافی و روی کار آمدن یک دولت جدیدی لازم است دست زنیم. البته، جای هیچ شکی باقی نیست که لیبی – و جهان – با نبودن قذافی دررأس قدرت جای بهتری خواهد بود. من، مثل بسیاری از رهبران دیگر جهان، تحقق بخشیدن به این هدف پذیرفته ام و به صورت فعال آن را از راه های غیر نظامی دنبال می کنم. اما گسترش مأموریت نظامی ما به تغییر رژیم یک اشتباه خواهد بود. وظیفه ای که من به نیروهایمان محول کرده ام – محافظت از مردم لیبی از خطر فوری، و اجرای منطقۀ ممنوعۀ پرواز– حکم سازمان ملل و حمایت بین المللی را با خود دارد. همچنین آن چیزی است که مخالفان لیبیایی اجرای آن را از ما خواسته اند. اگر سعی کنیم با توسل به زور قذافی را سرنگون سازیم، ائتلاف ما متزلزل خواهد شد. احتمالا مجبور خواهیم بود سربازان نیروی زمینی ایالات متحده را به منطقه اعزام کنیم تا بتوانیم به این مأموریت جامۀ عمل بپوشانیم، یا با خطر کشته شدن شهروندان بسیارزیادی از طریق هوا رو به رو خواهیم بود. خطراتی که مردان و زنان نظامی ما با آن مواجه خواهند شد بسیار بیشتر خواهد بود. به همین قیاس هزینه و سهم مسئولیت ما در قبال اتفاقاتی که بعد از این رخ خواهد داد بیشتر خواهد شد. بی پرده بگویم، ما در عراق این مسیر را طی کرده ایم. به خاطر فداکاری های فوق العادۀ سربازان و عزم راسخ دیپلمات هایمان، به آیندۀ عراق امیدوار هستیم. اما تغییر رژیم در آنجا هشت سال طول کشید، هزاران آمریکایی و عراقی جان خود را از دست دادند، و این کار تقریباً یک تریلیون دلار هزینه در بر داشت. این کاری نیست که ما بتوانیم آن را در لیبی تکرار کنیم. همانطور که قسمت عمدۀ اقدام نظامی ما به تدریج کاهش پیدا می کند، کاری که ما می توانیم انجام دهیم – و آن را انجام خواهیم داد – این است که از خواستهای مردم لیبی حمایت کنیم. ما مداخله کرده ایم تا قتل عام را متوقف کنیم، و با متحدان و شرکایمان همکاری خواهیم کرد تا امنیت غیرنظامیان حفظ شود. ما مانع دستیابی رژیم به تسلیحات خواهیم شد، ذخایر پول نقد آن را قطع خواهیم کرد، به مخالفان یاری خواهیم رساند، و با کشورهای دیگر همکاری خواهیم کرد تا روزی را که قذافی از رأس قدرت کنار می رود تسریع کنیم. این کار ممکن است یک شبه اتفاق نیفتد، از آنجایی که قذافی که به شدت تضعیف شده است نومیدانه سعی دارد که قدرت خود را حفظ کند. اما این نکته باید برای کسانی که در اطراف قذافی هستند ، و برای همۀ لیبیایی ها مشخص شده باشد، که تاریخ درطرف قذافی نیست. با زمان و فضایی که ما برای مردم لیبی فراهم کرده ایم، آنها خواهند توانست سرنوشتشان را خود تعیین کنند و چنین نیز باید باشد. بگذارید به سخنان خود با ذکر این نکته که استفادۀ آمریکا از نیروی نظامی و رهبری گسترده تر آمریکا در جهان، تحت ریاست من، چه مفهومی را در بر دارد، پایان دهم. من، به عنوان فرماندۀ کل قوا، وظیفه ای بزرگتر از این که این کشور را امن نگه دارم ندارم. و هیچ تصمیمی برای من دشوار تر از این نیست که مردان و زنان یونیفورم پوشمان را برای نبرد به خدمت بگیرم. من این نکته را روشن ساخته ام که هرگز در استفادۀ سریع، مصممانه، و یک جانبه از نیروی نظامی مان، وقتی پای دفاع از مردم ما، کشورما، متحدان ما و منافع اصلی ما درمیان باشد، تردید نخواهم کرد. به همین دلیل است که ما به دنبال القاعده در هر جایی که در صدد ایجاد پایگاه باشد هستیم. به همین دلیل است که ما همچنان در افغانستان حتی هنگامی در حال پایان دادن به مأموریت جنگی خود در عراق هستیم و بیش از 100.000 سرباز خود را از آن کشور بیرون آورده ایم، می جنگیم. با وجود این، مواقعی وجود دارند که ایمنی ما به طور مستقیم به خطر نیفتاده است، اما منافعمان و ارزش هایمان به خطر افتاده اند. گاهی اوقات، مسیر تاریخ مشکلاتی را برای ما ایجاد می کند که انسانیت مشترک ما و امنیت مشترک ما را به خطر می اندازد – برای مثال، پاسخ به مصیبت های طبیعی، یا جلوگیری از نسل کشی و حفظ صلح، تضمین امنیت منطقه ای، و حفظ جریان بازرگانی. اینها ممکن است تنها مشکل آمریکا نباشند، اما مسائلی هستند که برای ما اهمیت دارند. اینها مشکلاتی هستند که ارزش حل کردن را دارند. و در این شرایط، ما می دانیم که غالباً از ایالات متحده، مانند سایر کشورهای قدرتمند جهان، تقاضای کمک می شود. در این موارد، ما نباید از این که اقدامی به عمل آوریم واهمه ای داشته باشیم – اما بار مسئولیت نباید تنها به دوش آمریکا باشد. به جای آن، همانطور که در لیبی می بینیم، وظیفۀ ما این است که جامعۀ بین المللی را برای انجام اقدام جمعی بسیج کنیم. چون که بر خلاف ادعاهای برخی، رهبری آمریکا فقط در این نیست و تنها اقدام کند همۀ بار را به دوش بکشد. رهبری واقعی شرایط و ائتلافی را فراهم می کند که دیگران هم وارد عمل شوند، همکاری با متحدان و شرکای ما است، تا آنها نیز بار مسئولیت را به عهده گیرند و سهم خود از هزینه ها را بپردازند، و همچنین ببینند که اصول عدالت و شأن انسانی از طرف همه پاسداری می شوند. این آن نوع از رهبری است که ما در لیبی نشان داده ایم. البته، حتی وقتی که به عنوان عضوی از ائتلاف عمل می کنیم، خطرات اقدام نظامی ما خیلی بالا خواهد بود. این خطر وقتی که یکی از هواپیماهای ما بر فراز لیبی دچار نقص فنی شد به تحقق پیوست. با وجود این، وقتی یکی از خلبان ها ، در کشوری که رهبرش بارها ایالات متحده را شیطانی معرفی کرده – با چتر به زمین نشست، این آمریکایی دشمنی در آنجا پیدا نکرد. در عوض، با مردمی رو به رو شد که او را از خود می دانستند. لیبیایی جوانی که به کمک او آمده بود گفت: "ما دوست شما هستیم. از آن مردانی که از آسمان ما محافظت می کنند بسیار سپاسگزاریم." این صدا تنها یکی از صداهای بسیار در این منطقه است، جایی که نسل جدید اجازه نمی دهد دیگر حقوقش و فرصت هایش نادیده انگاشته شوند. با وجود این، این تغییر جهان را برای مدتی پیچیده تر خواهد کرد. پیشرفت نا هموار خواهد بود، و تغییر برای کشورهای مختلف متفاوت خواهد بود. نقاطی نظیرمصر وجود دارند که در آنها این تغییر مایۀ الهام ما است و امید ما را بیشتر می کند. و سپس جاهای دیگری مثل ایران، که در آنها تغییر به شدت سرکوب شده است. نیروهای تیره اندیش نزاع مدنی و جنگ های فرقه ای باید خنثی شوند، و نگرانی های دشوار سیاسی و اقتصادی باید مورد توجه قرار گیرند. ایالات متحده نخواهد توانست سرعت و حوزۀ این تغییر را تعیین کند. تنها مردم منطقه اند که می توانند این کار را انجام دهند. ولی ما می توانیم باعث ایجاد تفاوت در انجام این کار شویم. من معتقدم که این جنبش برای تغییر را نمی توان به عقب برگرداند، و ما باید با کسانی بایستیم که به همان اصول اصلی اعتقاد دارند که راهنمای ما در گذر از توفان ها بوده اند: مخالفت ما با خشونتی که نسبت به مردم یک کشور اعمال می شود، حمایت ما از مجموعۀ حقوق جهانی، از جمله آزادی مردم برای ابراز نظرات خود و انتخاب رهبرشان، حمایت ما از دولت هایی که در نهایت پاسخگوی خواسته های مردم هستند. از آنجایی که ما خود زادۀ یک انقلاب توسط کسانی هستیم که که مشتاق آزادی بودند، از این واقعیت که تاریخ در خاور میانه و شمال آفریقا به حرکت در آمده است، و این که افراد جوان رهبری این مسیر را به عهده دارند، استقبال می کنیم . زیرا در هرجایی که در آن مردم مشتاق آزاد بودن باشند، آنها دوستی در ایالات متحده خواهند یافت. سرانجام، چنین ایمان – چنین آرمان هایی است – که محک واقعی رهبری آمریکا است. هم وطنان آمریکایی، من می دانم که در این دورۀ پرتلاطم در خارج از کشور – وقتی که خبر ها بیشتر با نبردها و تغییرات در ارتباطند – این که ما خود را از جهان کنار بکشیم می تواند بسیار وسوسه انگیز باشد. و همانطور که قبلاً هم گفتم، قدرت ما در خارج از کشور به قدرت ما اینجا در وطن بستگی دارد. توانایی مردم ما در تحقق بخشیدن به قابلیت های خود، دست زدن به انتخاب های درست با تکیه بر منابعمان، گسترش رفاه و رونقی که به مثابه سرچشمۀ قدرت ما عمل می کند ، و زیستن با ارزش هایی برای ما سخت گرامی هستند، باید همواره باید ستارۀ راهنمای ما باشد. اما همچنین بگذارید به خاطر داشته باشیم که طی نسل ها، ما کار دشوار محافظت از مردم خود، و نیز میلیون ها نفر را در سرتاسر جهان را به عهده داشته ایم. این کار را به خاطر این انجام داده ایم که می دانیم اگر افراد بشر بیشتری بتوانند در پرتوی نور روشن آزادی و شأن زندگی کنند، آیندۀ خودمان امن تر خواهد بود، آینده مان روشن تر خواهد بود. امشب، بگذارید از آن آمریکایی هایی که در این دوران دشوار مشغول خدمت هستند، و از ائتلافی که این اقدام را به پیش می برد، تشکر کنم . و بگذارید به آینده ، نه تنها برای کشور خودمان، بلکه برای همۀ کسانی که آرزومند آزادی در سرتاسر جهان هستند، با اطمینان و امید نگاه کنیم. از شما سپاسگزارم. خدا یار شما باد، خدا یار و نگهدار ایالات متحده آمریکا باد. (تشویق حضار.) متشکرم. پایان 7:58 بعد از ظهر به وقت شرقی | 29 مارس 2011