DCSIMG
Skip Global Navigation to Main Content
نشریات

بطلان افسانه های مربوط به کارآفرینی

23 مه 2011

در ایالات متحده می توان با هزینه ای چند صد دلاری کسب و کاری شامل خدمات پایه راه اندازی کرد، به عنوان مثال، خدمات سرایداری یا بساط میوه فروشی. در کشورهای در حال توسعه این هزینۀ اولیه ممکن است بسیار کمتر هم باشد.

افسانۀ شمار 1: باید کارآفرین به دنیا آمد

چنین چیزی دور از واقعیت است. ذهنیت کارآفرینی در محیط های سازگار با تجارت و بازرگانی و جایی که مخاطره پذیری پاداش دارد، بیشتر پرورش می یابد؛ و مهارت های کارآفرینی اکتسابی هستند. چنانچه فکر تازه ای در زمینۀ تولید محصول یا ارائۀ خدمات جدید نداشته، و یا از انگیزۀ دنبال کردن راه خود بی بهره باشید، مشکل می توانید قدم در راه کارآفرینی بگذارید. اما اگر واجد هر دو شرط هستید، می توانید مهارت های ضروری را کسب کنید. کافی است قدم در این راه بگذارید، شرکتی تأسیس کنید، با شکست را قبول کنید و از اشتباهات گذشته تجربه بیاموزید. البته این راه دشواری است. راه آسان تر این است که در کلاس های کارآفرینی شرکت کنید که در دانشگاه ها و بعضی مدارس متوسطه در برخی کشورها ارائه می شود. می توانید درمورد چگونگی ایجاد و اجرای برنامه های مربوط به کسب و کار،از سازمان های کارآفرین محلی و ملی هم راهنمایی درخواست کنید. و نهایتا، می توانید به شخص کارآفرین باتجربه ای نزدیک شده یا وارد شبکۀ اینترنتی راهنمایان کارآفرین شوید و نظر اولیۀ خود را مطرح کنید. اگر با وجود همۀ این احوال با شکست روبرو شدید، می توانید ادعا کنید که... باید کارآفرین به دنیا آمد.

افسانۀ شماره 2: کارآفرینان به صورت فردی کار می کنند

درمورد بعضی ها همین طور است. اما غالبا کارآفرینان برای آغاز به کار شرکت، متکی به یک یا چند شریک هستند. برای مثال، 40 درصد از شرکت های تازه تأسیس در بریتانیا بیشتر از یک مؤسس دارند، و بازده شراکت 15 درصد بیشتر از کار انفرادی است. حتی استیو جابز[1] هم قبل از این که به طور مستقل به کار خود ادامه دهد، با استیو وزنیاک[2] و رونالد وین[3] شریک بوده است. شریک- فردی از اعضای خانواده یا دوست- می تواند مهارت ها و تجربۀ لازم را در کار برایتان به ارمغان بیاورد و در لحظۀ حساس، شما را از نظر روحی نیز حمایت کند. ایجاد شرکت، تا جایی که به استخدام کارمندان، جستجوی سرمایه گذاران، و متقاعد کردن مشتریان مربوط می شود، بی شباهت به فعالیتی اجتماعی نیست. چنانچه از خوردن و خوابیدن و حمام کردن دست بکشید، می توانید همۀ این کارها را به تنهایی انجام دهید. اما شکل و قیافۀ نزار و بوی بدتان نباید موجب فراری دادن کسانی شود که وجودشان برایتان اهمیت دارد. با انتخاب شریک و تقسیم مسئولیت ها، می توانید کارتان را بهتر پیش ببرید.

افسانۀ شماره 3: انگیزۀ کارآفرینان فقط کسب منفعت است

نه لزوما! سود مالی می تواند هدف نهایی باشد، اما تنها هدف محسوب نمی شود. انگیزۀ بعضی از کارآفرینان علاقۀ زیاد آنها به تحقق رؤیاهایشان و یا قاطعیت آنها در به دست آوردن امکانات بازار است. اکثر صاحبان شرکت های کوچک در آمریکا می گویند که انگیزۀ آنها برای تأسیس شرکت ناشی از تمایل به استقلال است- استقلال در کاری که انجام می دهند و در نحوۀ انجام آن. در مناطق دیگر، مردم بیشتر به دلیل این که گزینۀ دیگری وجود ندارد به کارآفرینی روی می آورند. در جاهایی که کمبود کارفرما و امکانات اشتغال وجود دارد، می توانید کارفرمای خودتان باشید و با ارائۀ انتخاب بیشتر به مشتریان، اشتغال زایی، یا کمک به ایجاد تغییر وضعیت، به طور غیرمستقیم در جامعه مشارکت کنید. وقتی به جایی رسیدید که از پول لازم و احترام اجتماعی برخوردار شدید، شاید با کارآفرینانی ملاقات کنید که روی دست شما بلند شوند. زیرا آنها علاوه بر توجه به هدف نهایی که همان کسب سود مالی است، به دنبال اهداف اجتماعی هم هستند. برای آنها، افزایش تأثیر اجتماعی شرکت نسبت به منفعت شان اولویت دارد.

 

افسانۀ شماره4: کارآفرینان در آغاز کار به پول زیادی نیاز دارند

مهمل است! در ایالات متحده می توان با هزینه ای چند صد دلاری کسب و کاری شامل خدمات پایه راه اندازی کرد، به عنوان مثال، خدمات سرایداری یا بساط میوه فروشی. در کشورهای در حال توسعه این هزینۀ اولیه ممکن است بسیار کمتر هم باشد. داشتن خلاقیت، به هر چه ارزان تر تمام شدن آن کمک می کند. به طور مثال برای جلب مشتری می توان به جای تبلیغات پرهزینه از انواع بازاریابی های غیرمعمول استفاده کرد. منابع اینترنتی ارزان قیمت، امکان دیگری برای شروع کم هزینۀ کسب و کار هستند. به طور کلی، میزان سرمایۀ لازم برای راه اندازی و ادامۀ هر کار، بستگی به زمینۀ کاری که انتخاب می کنید، دارد. مثلا یک شرکت تجاری که در خانۀ مسکونی تشکیل می شود و به کارمند هم نیاز ندارد، احتیاج به سرمایۀ کمتری نسبت به شرکتی دارد که برای تأسیس آن به اجارۀ دفتر یا محل فروش و به علاوه تعدادی کارمند هم نیاز باشد. تخمین میزان سرمایۀ اولیه و سرمایۀ عملیاتی از دشوار ترین چالش های کارآفرینان تازه کار است. بنابراین اگر متوجه شدید که برآوردتان کمتر از میزان لازم بوده است خود را سرزنش نکنید. شرکت های چند میلیون دلاری که انبوهی مشاور دارند هم دچار چنین اشتباهاتی می شوند.

افسانۀ شماره 5: کارآفرینان واقعی همیشه موفق هستند

 بی معنا است! فقط کسانی که هرگز خطر نمی کنند، شکست هم نمی خورند. در ایالات متحده حدود نیمی از شرکت های تازه تأسیس طی چهار سال اول کار خود با شکست مواجه می شوند. اما کارآفرینان واقعی، حتی بعد از اولین ناکامی خود، به سختی مأیوس می شوند. خیلی ها برای اقدام مجدد خیز برمی دارند. آنانی که از اشتباهات گذشتۀ خود تجربه کسب کرده اند احتمال بیشتری دارد که در دومین، سومین یا هزارمین دفعه پیروز شوند. دلیل عدم موفقیت شرکت های تازه تأسیس، کمبود یا بیمار بودن بازار، عدم برخورداری از برنامه ریزی صحیح، تأمین نامناسب بودجه، یا دلایل دیگری است. بنابراین، چنانچه بار اول با شکست روبرو شدید، باید ببینید کجای کار اشتباه بوده و نتیجه گیری خوبی برای آینده بکنید. این تحلیل می تواند به شما کمک کند به بررسی مجدد برنامۀ کار و نحوۀ اجرای آن پرداخته، به فکر کسب و کار کاملا متفاوتی باشید، یا... اصلا برای پیدا کردن کاری اقدام کنید. هرکاری می کنید خود را از احساس "شرم" به دلیل عدم موفقیت برهانید و به راه خود ادامه دهید. افراد خوبی را در کنار خود خواهید داشت: هنری فورد، استیو جابز، بیل گیتس، و سویچیرو هوندا[4] هم قبل از این که به موفقیت برسند، شکست را تجربه کردند.

[1] Steve Jobs

2 Steve Wozniak

3 Rnald Wayne

4 Soichiro Honda