DCSIMG
Skip Global Navigation to Main Content
نشریات

راهبردهای ورود برای فعاليت های اقتصادی جديد

12 مه 2008

می توان به آسانی جذب سود سرشار احتمالی فعاليت مبتكرانه اقتصادی و وسوسه شغل آزاد (كه شخص رئيس خودش باشد) شد، اما برای يك مبتكر اقتصادی دشوار است كه تعيين كند كه چه محصول يا خدماتی را تأمين نمايد. بسياری از عوامل بايد در نظر گرفته شوند از قبيل: بازار بالقوه يك ايده، رقبا، منابع مالی، و مهارت ها و علائق شخص. سپس پرسيدن اين سئوالات مهم است: چرا يك مشتری تصميم می گيرد تا از اين شركت جديد، كالا يا خدمات بخرد؟

يك عامل مهم، منحصر به فرد بودن ايده است. منحصر به فرد بودن می تواند با متمايز ساختن يك کارآفرینی از رقبايش، به تسهيل ورود يك محصول يا كالای جديد به بازار كمك کند.

بهترين روش اين است كه از يك راهبرد ورود كه تنها بر پايين بودن هزينه مبتنی باشد پرهيز گردد. فعاليت های اقتصادی جديد معمولاً كوچك هستند. شركت های بزرگ دارای اين مزيت هستند كه می توانند با توليد مقادير زياد، هزينه ها را كاهش دهند.

مبتكران اقتصادی موفق غالباً فعاليت های خود را از طريق متمايز ساختن، مشخص کردن زمينه كاری، و نوآوری مشخص می سازند.

  • متمايز ساختن تلاشی است برای جدا كردن محصول يا خدمات شركت جديد از محصولات و خدمات رقبا. زمانی كه متمايز ساختن موفق باشد، حساسيت محصول يا خدمات جديد نسبت به نوسانات قيمتی نسبتاً كمتر می شود زيرا مشتريان برای كيفيتی ارزش قائلند كه محصول را منحصر به فرد می سازد.

يك محصول می تواند از نظر كاركردی، مشابه محصول رقبا باشد اما ويژگی هايی را دارا باشد كه به عنوان مثال، عملكرد آن را بهبود می بخشد. اين محصول ممكن است كوچكتر، سبكتر، و استفاده از آن يا نصبش ساده تر باشد و غيره. در سال 1982، شركت رايانه ای كامپك[1] رقابت با اَپِل و آی.بی.ام را آغاز کرد. اولين محصول آن يك رايانه شخصی تك واحدی بود كه يك دستگيره داشت. مفهوم يك رايانه قابل حمل، جديد و فوق العاده موفق بود.

  • مشخص کردن بخش ویژه ای از بازار، تلاشی است برای تأمين محصول يا خدماتی كه نيازهای زيرمجموعه مشخصی از مشتريان را برآورده می سازد. با تمركز يافتن بر بخش نسبتاً كوچكی از بازار، يك کارآفرینی جديد ممكن است نيازها را بهتر از رقبای بزرگتر برآورده سازد.

ممكن است كه تغييرات در مشخصات جمعيتی فرصت هايی را برای خدمت به بازارهای خاص فراهم آورند. يك بخش رو به رشد از بازار كشورهای توسعه يافته عبارت است از افراد دارای سنين بيش از 65 سال. بخش های ديگر شامل گروه هايی می شوند كه بر مبنای منافع يا روش زندگی تعريف شده اند، مثلاً به عنوان علاقمندان به ورزش برای خوش اندام ماندن، طرفداران سفرهای ماجراجويانه، و والدين شاغل. در واقع، برخی از مبتكران اقتصادی در زمينه درست كردن نهارها و شام های "خانگی" برای والدين شاغل، كه فقط بايد آنها را گرم كرد و ميل نمود، تخصص دارند.

  • شايد نوآوری مشخصه تعريف كننده ابتكار اقتصادی باشد. كارشناس تجارت نوآورانه، پيتر اف. دروكر، نوآوری را به عنوان "تغييری كه بعد جديدی از فعاليت را ايجاد می كند" تعريف می کند. دو نوع اصلی از نوآوری در محصول وجود دارد. نوآوری پيشتاز يا راديكال در برگيرنده يك شاهكار فن آوری يا محصولی نو ظهور است. نوآوری های تدريجی عبارتند از انجام اصلاحات در محصولات موجود.

اما ابتكار در همه ابعاد فعاليت های تجاری، از فرآيندهای ساخت گرفته تا سياست قيمت گذاری، رخ می دهد. تصميم تام موناگان[2] در اواخر دهه 1960 به ايجاد دومينوز پيتزا[3] مبنی بر ايده تحويل در درب محل سفارش دهنده، و تصميم جف بزوس[4] در سال 1995 به ايجاد Amazon.com به عنوان يك فروشگاه كتاب كاملاً اينترنتی، نمونه هايی از راهبردهای توزيع مبتكرانه ای هستند كه بازار را دگرگون ساختند.

مبتكران اقتصادی در كشورهای كمتر توسعه يافته غالباًَ با تقليد و نسخه برداری از محصولات به وجود آمده در كشورهای توسعه يافته، به نوآوری می پردازند. دروكر اين فرآيند را "تقليد خلاق" می نامد. تقليد خلاق در هرزمانی رخ می دهد كه تقليد كنندگان بفهمند كه چگونه می توان يك نوآوری را در بازار خاص آنها بهتر از صاحبان اوليه آن، اجرا كرد، مورد استفاده قرار داد، يا فروخت.

نوآوری، تمايز، و/يا ويژگی بازاری راهبردهای مؤثری هستند كه به يك کارآفرینی جديد برای جذب مشتری و شروع فروش كمك می كنند.

1. Compaq Computer

2. Tom Monaghan

3. Domino's Pizza

4. Jeff Bezos

  • واژه های مهم