DCSIMG
Skip Global Navigation to Main Content
نشریات

ايجاد شرکت های تجاری با تاثیرگذاری بالا

15 ژانويه 2010

اگر رشوه دهی و اظهارنامه های مالی نادرست، تجارت کارآفرینان را به انحراف بکشاند، آنها نه می توانند پیشرفت کنند و نه به سعادتمندی اجتماع کمک نمایند. اما در کشورهای در حال توسعه کارآفرینان خوش آتيه‌ای وجود دارند که، همچون کارآفرینان کشورهای پیشرفته، مایلند عملکردی شفاف و صادقانه داشته باشند. سازمان اِندِور[1]، از سازمان های غیرانتفاعی، چنین کارآفرینانی را می یابد، آنها را به سمت سرمایه راهنمایی می کند و در زمینه نیازمندی های آنها به آنان مشاوره می دهد و از این طریق با دادن دوراندیشی، انگیزه و رؤیاهایی در جهت ایجاد شغل و رفاه در جوامع، به تاجران قدرت می بخشد.

المیرا بیراسلی، معاون اول سیاست گذاری و پیشرفت سازمان اِندِور، واقع در شهر نیویورک است.

همه به اندی فریره[2] و سانتیاگو بیلینکیس[3] رشک می برند. در سال های دهه 1990، هر دوی آنها در خارج از دانشگاه و در کشور مادری اشان یعنی آرژانتین در شرکت پراکتور و گامبل[4]، شرکت چند ملیتی تولید کننده محصولات بهداشت فردی و خانوادگی، صاحب مشاغلی آبرومند و پردرآمد بودند.

یافتن شغل در بازارهای در حال ظهوری همچون آرژانتین سخت بوده و هنوز هم سخت است. نوآوران کمی وجود داشته اند که مایل به مخاطره کردن و ایجاد شغل بوده اند. بنابراین، اگر محلی فکر کنیم، هر کسی که شغلی داشته، خوش شانس بوده است. اما اندی و سانتی مشاغل شرکتی خود را رها کردند و نیرویشان را روی راه اندازی شرکتی در زمینه فروش لوازم اداری، با نام آفیس نت متمرکز کردند. نظر آنها الهام گرفته از الگوی تجاری بود که از سوی شرکت تولید کننده رایانه دِل (Dell) رواج یافته بود: عرضه ی محصولات اداری به مشتریان از طریق مجلات تبلیغاتی. به سبب آن که آنها انبارداری نمی کردند، در هزینه های اضافی صرفه جویی می شد و قادر بودند که به مشتریان قیمت های رقابتی پیشنهاد کنند.

تقریبا همه به آنها می گفتند "دیوانه"

به اندی و سانتی گفته شد که برای دریافت به موقع کالا و به دست آوردن مشتری، باید رشوه بپردازند و در اظهارنامه های مالی تقلب کنند. این عمل برای تجار غربی عملی ناپسند به شمار می‌آيد، اما در آن زمان و در آن جا این چنین نبود. اين در حالی بود كه تجارت در آرژانتین دقیقا به همین روش انجام می شد.

اندی و سانتی رشوه نپرداختند، به کسی حق و حساب ندادند یا در اظهارنامه های مالی تقلب نکردند. آنها می خواستند کارشان را به طور اخلاقی، شفاف و با خدمت رسانی به مشتری پیش ببرند. آنها رؤیای تکرار داستان موفقیت تام استمبرگ[5] را در سر می پروراندند؛ کارآفرینی از بوستون که فروشگاه چند میلیون دلاری لوازم اداری با نام استاپلز[6] را راه اندازی نمود. اندی و سانتی مایل بودند شرکت آفیس نت را به استاپلز آمریکای لاتین تبدیل نمایند. و این دقیقا همان چیزی بود که در سال 1998درست در زمانی که خانم لیندا لوتنبرگ[7] اولین قدم را در تأسیس اِندِور بر می داشت در پاسخ به او گفتند.

شالودههای شرکت اِندِور

اِندِور، فکر خانم روتنبرگ بود برای کمک به کارآفرینان نوظهور بازار و زمانی این فکر به ذهنش رسید که در بوینس آیرس سوار تاکسی بود. او فهمید که راننده اش مدرک مهندسی دارد. چرا راننده ی تاکسی بود؟ او این سؤال را پرسید. چرا کارآفرین نبود؟

راننده پرسید "کارآفرین چیست؟" او هیچ وقت واژه ی "کارآفرین" را نشنیده بود زیرا قبل از سال های دهه ی 1990 این واژه در زبان اسپانیایی وجود نداشت.

روتنبرگ برنامه ریزی کرد تا کارآفرینان نوظهور بازار را که از بینش وسیع، اشتیاق و نیروی بالقوه ی تأثیرگذاری بالایی برخوردار بودند بیابد. او مایل بود آموزش، شبکۀ كاری و ابزارهایی را در اختیار آنها قرار دهد تا به آنها کمک کند كه فعالیتشان را به سطح بالاتری ببرند.

این حمایت به کارآفرینانِ با تأثیرگذاری بالا کمک می کرد تا با ایجاد بخش خصوصی سرمایه پذیر و پرجنب و جوش و طبقه ی متوسط قدرتمند، تجارتشان را گسترش دهند. در ضمن، او در نظر داشت که این کارآفرینان بتوانند به الگوهای کاری الهام بخشی در جوامع و کشورهایشان تبديل شوند.

روتنبرگ معجزه ای را که سرمایه ی خُرد در سراسر آمریکای لاتین ایجاد کرده بود، دیده بود. با پرداخت وام های فقط 50 یا 100 دلاری، میلیون ها نفر از گیرندگان این وام ها توانستند مشاغلی را راه بياندازند و از اين طریق از فقر نجات یابند. شاید راهبرد مشابهی می توانست به تجارت هایی که در حال دست و پا زدن بودند کمک کند تا به شرکت های بزرگی تبدیل شوند.

روتنبرگ می دانست که سرمایه های چند میلیون دلاری در حال سرازیر شدن به دشت بزرگ بازارهای در حال ظهوری بود که تحت مالکیت خانواده های ثروتمند قرار داشتند. اما هیچ سرمایه گذاری مایل نبود سرمایه ی خود را در زمینه کارآفرینان خوش آتيه‌ای همچون اندی و سانتی به خطر بیندازد. آنها می‌توانستند کار را آغاز كنند اما برای این که توسعه یابند نیازمند حمایت بیشتری بودند.

اِندِور به اندی و سانتی کمک کرد تا عملکردها، مدیریت و تأمین مالی شرکتشان را تقویت کنند. اِندِور به آنها کمک کرد تا سرمایه‌ لازم برای توسعه تجارتشان را، بدون پرداخت رشوه یا متوسل شدن به اعمال تجاری غیراخلاقی، به دست آورند. اِندِور بین اندی و سانتی با تام استمبرگ ارتباط ایجاد کرد تا استمبرگ درباره ایجاد و گسترش آفیس نت به آنها اطلاعات بدهد.

در سال 2004 شرکت استاپلز شرکت آفیس نت را خرید و کمک کرد تا به بزرگترین تجارت لوزام اداری در آمریکای لاتین تبدیل شود. مهم تر از همه این که، این شرکت موقعیت فعالیت در آرژانتین را دگرگون ساخت. دیگر شرکت های تجاری آرژانتین، متأثر از نمونه اندی و سانتی، شروع به نگهداری مجموعه واحدی از پیشینه های حسابداری صحیح کردند و از پرداخت رشوه سر باز زدند. آنها مشتاقانه به دنبال تکرار موفقیت آفیس نت بودند.

تا سال 2007 آفیس نت 700 شغل ایجاد کرده بود.

گسترش اِندِور

امروز رؤیای لیندا روتنبرگ در بازارهای در حال ظهور 11 کشور جهان به واقعیت پیوسته است: آرژانتین، برزیل، شیلی، کلمبیا، مصر، هند، اردن، مکزیک، آفریقای جنوبی، ترکیه و اروگوئه.

در این راستا، هزاران نفر از صاحبان تجارت، مانند لیلا والز از برزیل، امیدوارانه در جهت موفقیتی جدید گام برداشته اند.

لیلا در فاولا[8] در ریو دوژانیرو[9] بزرگ شد. پدرش سرایدار بود و مادرش پیشخدمت. بنابراین، هیچ تضمینی برای آینده لیلا وجود نداشت اما او رؤیای بزرگتری در سر داشت.

لیلا به همراه دختر عمویش زیسا[10]، "تجربه مراقبت از مو" را كه آموخته بودند توسعه دادند، اين كار بر محصولی متمرکز بود که خودشان ساخته بودند، يعنی نوعی التيام دهندۀ مو که در فروشگاه ها به فروش نمی رفت. لیلا و زیسا مایل بودند که سالنی را باز کنند تا زنان علاقه مند به این محصول برای درمان موهایشان توسط فردی حرفه ای، به آنجا بیایند.

مردم به آنها می گفتند "دیوانه". به آنها گفته می شد که "مردم فقیر در شهر فاولا برای آرایش موهایشان پولی پرداخت نمی کنند". لیلا و زیسا طور دیگری فکر می کردند. لیلا روزی به من گفت که "مردم فقیر هم می خواهند احساس زیبایی کنند".

نه لیلا و نه زیسا تحصیلات شیمی نداشتند. آنها هرگز در آزمایشگاه های پژوهش و توسعه کار نکرده بودند. اما از همان سال های کار در سالن های زیبایی، آنها شروع به ساخت محلول التيام مو کرده بودند. آنها در چند سال اولیه موفق نشدند. موهای همسران آنها بعد از درمان با این فرمول، ریخت و آزمایش ها ادامه یافت.

اما سرانجام محصول موفقیت آمیز به دست آمد و آنها نامش را بلزا نیچرال[11] گذاشتند. آنها تصمیم گرفتند اولین سالن زیبایی را باز کنند. در اولین سال فعالیت شان، تجربه ی مراقبت از مویی که آنها ابداع کرده بودند آنقدر رواج یافت که زنان برای درمان موهایشان با بلزا نیچرال تا چهار ساعت انتظار می کشیدند.

لیلا و زیسا می دانستند که چیزی ساخته اند که تأثیرگذاری بالایی دارد. و سپس با اِندِور ملاقات کردند.

اِندِور کمک کرد تا کارآفرینان حوزه مراقبت های مو با مدیران ارشد این تجارت در برزیل ارتباط برقرار نمایند. این مدیران ارشد تجاری، دو چهره بلزا نیچرال را در جهت گشایش کارخانه تولیدی خاص خودشان راهنمایی کردند و آنها را به باز کردن سالن های دیگری در سراسر ریو تشویق نمودند. مهم تر از همه این که، طبق گفته لیلا، "اِندِور به من این اطمینان را داد که به رؤیاهایم باور داشته باشم، که فکرهای بزرگ بکنم و باور داشته باشم که من هم می توانم مدیر تجاری بزرگی باشم".

هم اکنون بلزا نیچرال بیشتر از 1000 نفر را به کار گرفته است. این شرکت، شش سالن زیبایی را در برزیل و کارخانه تولیدی را راه اندازی کرده است. این شرکت در سال 2008 بیش از 30 میلیون دلار آمریکا درآمد داشت.

راهنمایی اِندِور برای موفقیت

اِندِور با غربال کردن هزاران داوطلبی که خواهان دریافت کمک هایش هستند، به این نتیجه رسیده است که آنهایی که دارای توان بالقوه تأثیرگذاری بالا هستند، در مراحل گوناگون، در صنایع مختلف و با نیازهای حمایتی متفاوتی وارد این فرآیند می شوند. هیچ تعریف جهان شمولی برای "کارآفرین با تأثیرگذاری بالا" وجود ندارد، اما به عنوان یک قاعده اِندِور به دنبال کارآفرینان دوراندیشی است که تجارت هایی با توان بالقوه بالا را راه انداخته اند که نشان دهنده نوآوری است و سالانه بین 500 هزار تا 20 میلیون دلار آمریکا درآمد دارند. دارایی های اِندِور عبارتند از ارائه دهندگان خدمات فن آوری اطلاعات، مهندسان، معماران، طراحان لباس، و حتی قصّاب.

بعد از انتخاب شدن، اِندِور به کارآفرینان دارای تأثیرگذاری بالا خدماتی متناسب با هر یک از آنان ارائه می دهد. در طی 11 سال گذشته، اِندِور شبكه‌ پويای VentureCorps را راه اندازی کرده که شبکه ای از مدیران تجاری محلی و بین المللی است که رایزنی ها، ارتباطات و حمایت های تخصصی را برای رفع نیازهای خاص کارآفرینان ارائه می دهند. خدمات اِندِور بر ارائه آموزش به مدیران تجاری محلی و جهانی، استعدادهای مدیریتی شرکت های مرغوب و دانشکده های معتبر تجارت، و دسترسی به شبکه هایی که نوذ به آنها دشوار است، متمرکز است.

اِندِور در اصل الگوی توسعه است: رسالت ما این است که امکان رونق کارآفرینی با تأثیرگذاری بالا را در کشورهای در حال توسعه، همانند آمریکای شمالی، فراهم آوریم. برای مثال، وادی سیلیکون[12] را در نظر بگیرید. گروه کالیفرنیایی که به عنوان چشمه ی نوآوری های فن آوری اطلاعات معروف شده است، فقط یک دسته از کارآفرینان فن آوری نیستند که در جایی جمع شده باشند. گروهی هستند که از کارآفرینان حمایت می کنند و دربردارنده دانشگاه های با ظرفیت پژوهش و توسعه بالا، سرمایه گذارانی که مایل به مخاطره ی تجاری هستند، مشاورانی که حمایت های فکری ارائه می دهند، و جامعه ای که از کارآفرینی تجليل می کند، می شود.

در سال 2006 در اروگوئه با مقاله نویس مجله نیویورک تایمز، توماس فریدمن، که با شماری از کارآفرینان اِندِور در آن کشور دیدار داشت، ملاقات کردم. برای اولین بار بود که از فعالیت اِندِور برای پر بال دادن به کارآفرینی با تأثیرگذاری بالا در سراسر جهان، مطلع می شد.

کنار او نشستم و دیدم که چقدر سرگرم گفتگو با کارآفرینان و نظرهای آنان بود. چند هفته بعد، او با مدير ارشد اِندِور، لیندا روتنبرگ، پیام هایی را ردوبدل کرد. آنها درباره ی نزدیکی فعالیت های اِندِور با اصول فریدمن، که در کتاب منتشر شده اش در سال 2005 درباره ی جهانی شدن تحت عنوان "جهان هموار است[13]" توضیح داده شده اند، گفتگو کردند. اِندِور جوامع را امن تر می سازد، در حالی که به کشورها کمک می کند که از کمک های بین المللی رها شوند و به سمت سرمایه گذاری بین المللی حرکت کنند.

در ویرایش تجدید نظر شده ی کتاب "جهان هموار است" که در سال 2007 منتشر شد، توماس فریدمن فصلی را درباره ی فعالیت اِندِور اضافه کرد. او در این فصل به شرح الگوی اِندِور و روش آن در تشویق کارآفرینان خوش آتیه برای دنبال کردن رؤیاهایشان می پردازد.

"بحث های ما غالباً درباره مبارزه با فقر است نه درباره ی حمایت از کارآفرینی". وی همچنین نوشته است "قدرت الهام بخشی که در هر موفقیت تجاری محلی وجود دارد، بی نهایت است: برای فقیر هیچ محرکی بزرگتر از این نیست که به یکی از خودشان که کار بزرگی انجام می دهد نگاه کند و بگوید «اگر او می تواند آن کار را انجام دهد، من هم می توانم انجام دهم»".

نظرات بیان شده در این مقاله لزوماً منعکس کنندهی دیدگاه ها و یا سیاست های دولت آمریکا نیست.

1. Endeavor

2. Andy Freire

3. Santiago Bilinkis

4. Proctor & Gamble

5. Tom Stemberg

6. Staples

7. Linda Rottenberg

8. favela

9. Rio de Janeiro

10. Zica

11. Beleza Natural

12. Silicon Valley

13. The World Is Flat