DCSIMG
Skip Global Navigation to Main Content
نشریات

کارکنان یعنی خط مشی

24 دسامبر 2008

استوارت هالیدی بعد از نشست آوریل 2005 شورای امنیت سازمان ملل با خبرنگاران مشغول گفتگوست.

مصاحبه با استوارت هالیدی

وقتی رییس جمهور تازه به واشنگتن وارد می شود، باید به وعده هایی که در طول مبارزات انتخاباتی خود داده است عمل کند و برنامۀ کاری خود را آغاز نماید. اما او قبل از هر چیز باید ترکیب افرادی که در انجام وظایفش به او کمک می کنند را به منزلۀ بخشی از دولت، برگزیند. رییس جمهور جدید این اختیار را دارد متصدیان 8000 تا 10.000 سمت را از میان کل نیروی کار دولت فدرال که بالغ بر سه میلیون تن است و توأما شامل نظامیان و غیرنظامیان می شود، انتخاب نماید. بنابراین، رهبر منتخب باید در انتخاب افرادی که در به انجام رساندن وظیفه اش او را یاری می کنند، دقت لازم را به عمل آورد.

استورات هالیدی به عنوان دستیار ویژۀ پرزیدنت جورج دبلیو بوش، عضو تیم انتقالی، و رییس کارکنان ریاست جمهوری در کاخ سفید از سال 2000 تا 2001 خدمت کرده است. وی در سمت سفیر آمریکا در سازمان ملل برای امور ویژۀ سیاسی از سال 2003 تا 2005 انجام وظیفه کرده، و در حال حاضر ریاست مرکز بین المللی مریدین، یک سازمان دیپلماسی عمومی واقع در واشنگتن را بر عهده دارد. او با چارلین پورتر، سردبیر مشترک نشریۀ اینترنتی آمریکا دربارۀ فرایند گزینش کارکنان به صحبت نشسته است.

سئوال: رییس جمهوری که تازه انتخاب شده باید در مدتی کوتاه دولت جدیدی را روی کار بیاورد که به سرعت مشغول به کار گردد و باید هزاران تن را استخدام کند. این کار بزرگی است و باید هر چه سریع تر انجام شود. زمانی که شما وارد جریان این کار شدید اولویت های نخست شما کدام بودند؟

هالیدی: قبل از هر چیز، دو کار عمده باید انجام شود. یکی تشکیل دولت تازه است که با انتخاب اعضای کابینه و مشاوران ارشد کاخ سفید آغاز می شود. و کار دوم، حصول اطمینان از تداوم دولت است، به طوری که مرحلۀ انتقال در عملکرد های دولت بر اساس ادامۀ روند امور صورت گیرد. این مسئلۀ بسیار مهمی است، خصوصا در دوران و محیط بعد از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001.

س: آیا کارکنان، رکن اصلی حفظ تداوم روند کار دولت است؟

هالیدی: دقیقا همین طور است. در بعضی سمت ها، شخص باید مطمئن باشد که از روز اول کار، آمادگی همکاری با شماری از افراد را که برای خدمات عمومی باید با آنان تماس گرفته شود، دارد. معمولا رؤسای جمهور تازه، کار انتخاب همکاران خود را با اعضای کابینه، و وزرای خارجه، دفاع، و خزانه داری، به عنوان سمت های ارشد کابینه، آغاز می کنند. و بعد دوران انتقال را با تعیین سایر اعضای کابینه ادامه می دهند.

سپس، تیم انتقال همکاری نزدیک خود را با وزرای تازۀ کابینه آغاز می کند تا افرادی کارآزموده را به عنوان معاونانی که باید از سوی سنا تأیید گردند، انتخاب نماید.

س: این فرایند ممکن است یک سال یا حتا بیشتر به طول بیانجامد تا هزاران تن در سمت های خود قرار بگیرند، اما شما در عین حال می گویید در جهانی نامطمئن، سمت هایی وجود دارد که رییس جمهور حتا برای یک روز هم نمی خواهد آن ها را خالی باقی بگذارد.

هالیدی: درست است، مخصوصا در سمت هایی مانند امنیت کشور، دفاع، بخش ضد اطلاعات سازمان ها، و سمت های دیپلماتیک. از این قبیل سمت ها بسیار هستند که باید به دقت انتقال یابند.

س: به نظربعضی کارشناسان، رییس جمهور تازه باید سه چیز را در نظر داشته باشد، یعنی کارکنان، فرایند کار، و خط مشی. چگونه کارکنانی که طی چند ماه دشوار آغاز یک انتقال انتخاب می شوند، بر آن چه در سال های بعد به وقوع می پیوندد، مؤثر واقع می شوند؟

هالیدی: مثلی قدیمی می گوید "کارکنان یعنی خط مشی" سال اول دولت، و من فکر می کنم که کاملا واقعیت دارد. واضح است که رییس جمهور تازه، فعالیت های انتخاباتی خود را بر اساس یک سلسله اولویت ها و مسائلی که به آن اعتقاد داشته و مایل به اجرای آن است، بنا می نهد. اولین موضوع، آشنایی با کاری است که باید انجام شود، و همین انگیزۀ او برای گزینش افرادی است که در سمت های مختلف به آن ها نیاز دارد. خط مشی ها در طول راه اصلاح شده و به اجرا درمی آیند. رییس جمهور تازه، با همکاری اعضای کابینۀ خود دستور کار 100 روز اول تصدی مقام خود را مشخص می کند، کارهایی که مایل است به انجام برسد. معمولا همۀ اعضای تیم او یا حتا نیمی از آن، در دورۀ 100 روزه یک جا حضور نخواهند داشت، بنابراین، برای پیشبرد برنامۀ کاری، مقدار زیادی از فعالیت رییس جمهور تازه، به همکاری با کنگره و کارکنان کاخ سفید برمی گردد.

س: شما در سال 2001 در دفتر کارکنان کاخ سفید خدمت می کردید. آیا در آن زمان تمامی 8000 تا 10.000 پست اشغال شده بودند؟

هالیدی: تا پایان سال اول، تقریبا تمامی سمت ها اشتغال شده بود، اما حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 موجب تعجیل در تأیید افرادی گردید که برای این سمت ها تعیین شده بودند. فرایند تأیید افراد، در طول بهار و تابستان سال 2001 با کندی زیادی انجام گرفته بود. فرایند گزینش، تحقیق درمورد سوابق افراد، و تأیید آنان، فرایندی است که ممکن است ماه ها به طول بیانجامد. اما در پایان سال اول، همۀ مشاغلی که تصدی آنها به تأیید سنا نیاز داشت، تکمیل شده بود.

س: حدود 500 نفر در مراتبی قرار دارند که صلاحیت آنان باید از سوی مجلس سنا مورد تأیید واقع شود. زمانی که انتصابات مراتب بالاتر به انجام می رسد، آیا در مورد اشتغال مراتب پایین تر، که فرایند استخدام در خارج از کاخ سفید صورت می گیرد، از اختیار بیشتری برخوردار نیستند؟

هالیدی: این مسئله در واقع یک تلاش گروهی است، و روشن است که افرادی که به عضویت تیم یک وزیر پذیرفته می شوند باید کسانی باشند که وزیر مایل است در تیم خود داشته باشد. اما مهم این است که کاخ سفید اختیار دارد در استخدام افراد برتر که برای خدمت در دولت برگزیده می شوند، دخالت کند. این یک تلاش گروهی است.

س: تا چه حد سیاست در این تصمیم گیری ها دخالت دارد، یعنی مثلا یک جناح حزب به انتخاب افرادی راضی باشد یا برای آرام کردن جناح تندتر، به استخدام افراد دیگری مبادرت شود؟

هالیدی: مسئلۀ توازن میان افرادی که با توصیه انتخاب می شوند و آنانی که بر اساس تخصص و کارشناسی خود برگزیده می شوند به زمان بنیانگذاران جمهوری بازمی گردد. در سال های اخیر، خدمت افراد متخصص و ماهر در مواضع پر مسئولیت از اهمیت خاصی برخوردار شده است. توصیه برای انتخاب افراد از میان رأی دهندگان، اعضای کنگره و سنا، فرمانداران و فعالان مبارزات سیاسی همیشه وجود داشته.. اما این انتصابات باید بر اساس شایستگی افراد صورت گیرد. بهترین راه برای خدمت به رییس جمهور، برخورداری از افراد شایسته در مناصب مختلف است.

س: شما چگونه از این موضوع اطمینان حاصل می کنید؟ چه سئوال هایی از آنها می پرسید؟

هالیدی: بهترین توصیه ای که تا به حال به من شده این است که عملکرد پیشین هر کس، معرف عملکرد آیندۀ او نیز هست. در جستجو برای یافتن افراد شایسته، تنها این نیست که از آنان سئوال شود در موقعیت های خاص چگونه عمل می کنند. موضوع مهم این است که آنان تا به حال چه عملکردی داشته اند و تا چه حد با موضع شما در همان زمینه همخوانی داشته . به همین جهت، قبل از هر چیز، شایستگی افراد با ارزیابی آن چه تا کنون انجام داده اند مشخص می شود و این که عملکرد آنان تا چه حد با موفقیتی که شما در آن مورد خاص انتظار دارید می تواند هماهنگ باشد.

فرایند بررسی صلاحیت افراد کمی متفاوت است. آیا دیدگاه آنها با تمامی برنامۀ کاری دولت هماهنگی دارد؟ آیا قابل تأیید هستند؟ آیا به لحاظ اخلاقی مناسب این منصب می باشند؟ آیا در پیشینۀ آنها موردی که خلاف شایستگی آنان را برای شغل تازه به اثبات برساند وجود داشته است؟ خطی که میان کارکنان کاخ سفید و شورای کاخ سفید و مجوز ورود به این حیطۀ کاری کشیده می شود، در همین جا قرار دارد.

س: در این مورد بیشتر توضیح بدهید.

هالیدی: در کاخ سفید یک تیم بزرگ حقوقی با دفتر نظام اخلاقی دولت[1]، و بخش های حقوقی سازمان های دولتی همکاری دارد، به این ترتیب که تحقیقات مربوط به پیشینۀ کاندیدا های احراز پست های مختلف را انجام داده و آنان را آمادۀ تأیید صلاحیت می کند.

س: پس این یک فرایند دو مرحله ای است. دفتر مربوط به کارکنان، کاندیدا های مناسب را مشخص می کند، و بعد اسامی آنان را برای بررسی های قانونی در اختیار تیم حقوقی قرار می دهد.

هالیدی: دقیقا همین طور است. و سپس این که، برای پیشنهاد ورود برخی افراد به دولت، ملزومات بسیار مفصل اخلاقی و ملزومات حذف فعالیت مالی وجود دارد. این فرایندی است که از بسیاری لحاظ پر زحمت می باشد.

س: کاندیدا هایی که باید از سوی سنا تأیید شوند ملزم به برگزاری یک جلسۀ استماع هستند که سراسر با حضور انبوهی از عکاسان وخبرنگاران و زیر نورافکن های تلویزیون انجام می شود. شما چگونه افراد را برای چنین جلسه ای آماده می کنید؟

هالیدی: اولین چیز این است که آنها با این فرایند آشنا شوند و بدانند چه چیزی در انتظارشان است. و بعد هم باید برای جلسات استماع جهت تأیید صلاحیت و روبرو شدن با هیئت های ترسناک آماده شوند [او جلسات استماع را که کاندیدا ها با سئوال های چالش برانگیز دست و پنجه نرم می کنند، به تمسخر می گیرد]. مهم است که کاندیدا ها بر مسائل تسلط داشته باشند. از دیگر موارد مهم این است که کاندیدا ها در مورد کاری که قرار است انجام دهند، قبل از این که مورد تأیید قرار بگیرند، زیاد ابراز نظر نکنند.

بهترین کاری که یک کاندیدا زمانی که برای تأیید صلاحیت به سنا معرفی می شود باید انجام دهد، این است که به نظرات هیئت مربوط به سازمان مورد نظر گوش فرا دهد. آنها مطالب زیادی درمورد مسائلی که کاندیدا با آن روبرو خواهد شد، می گویند و درست نیست که فرد مورد نظر کار خود را با وارد بحث شدن با هیئتی که دارای اختیارات و صلاحیت قانونی است، آغاز کند.

س: آیا این فرایند فرمول خاصی دارد؟ برای مثال، رییس جمهور می تواند تصمیم بگیرد که درصدی از کارمندانش ازتجربه های مربوط به کاپیتول هیل برخوردار، و درصد دیگری دارای تجربۀ فعالیت های سیاسی باشند؟

هالیدی: تصور می کنم که در غالب موارد، دولت جدید مایل باشد از طیف وسیعی که در سطح کشور وجود دارد استفاده نماید و رییس جمهور، برای این که همکارانش معرف گوناگونی کشور باشند، در جستجوی افرادی با استعداد و متفاوت به لحاظ تجربه، نژاد، پیشینه، و جنسیت، خواهد بود. در برابر مشاغلی خاص، این موضوع چالش انگیز است زیرا از مسائل کلی خارج می شود. و تبدیل به موضوعی ویژه برای یافتن افراد دارای صلاحیت می گردد. رهنمودهای کلی درمورد افرادی که دارای تجربیات برتر هستند وجود دارد، که باید در فرایند گزینش، آن را به کار بست. این خود، به ویژه در بعضی بخش ها، امری چالش برانگیز است.

افرادی که در کاپیتول هیل به کار اشتغال دارند البته دارای مهارت و تخصص های سیاسی هستند، و در واشنگتن و در دسترس می باشند. و فرض بر این است که آنها در وهلۀ نخست، کاندیدای بسیاری از سمت ها باشند، اما تلاش برای افرادی است که خارج از واشنگتن هستند. بدون شک افرادی که در چهارچوب تصمیم گیری های دولت فعالیت داشته اند، در بعضی حوزه های خاص دارای امتیاز هستند، خصوصا کسانی که باید از تخصص های بالا برخوردار باشند.

س: از نظر تاریخی، چه میزان از موفقیت یک رییس جمهور در دورۀ تصدی مقامش به این گونه تصمیم گیری ها و کیفیت گزینش همکارانش در روز های اول کار بستگی دارد؟

هالیدی: من معتقد هستم که این گزینش ها بسیار حساس هستند. بیشتر مسائلی که تعیین کنندۀ کیفیت دوران ریاست جمهوری هستند، به تصمیم های شخصی برمی گردند.

س: اظهار نظر شما بسیار کلی است.

هالیدی: بله. رویارویی مناسب یا ضعیف با یک بحران، فرایندی است که به قابلیت رهبری دولت و افرادی که رییس جمهور انتخاب کرده باز می گردد. شاید امروز چالشی به نظر نرسد اما بعدها تبدیل به یک چالش می گردد. اگر برای نمونه، بحران مالی را در نظر بگیرید [در ایالات متحده در اواخر سال 2008]، مشاغل مربوط به کمیسیون اوراق بهادار و بورس و شرکت بیمۀ دارایی های فدرال تا پنج یا شش سال پیش، از مشاغل حساس تلقی نمی شد، اما در ماه های آخر سال 2008، آن مشاغل و مسئولان آن از اهمیت زیادی برخوردار شدند.

س: معمولا این گرایش وجود دارد که بعضی رؤسای جمهور افرادی را که متعلق به ایالت آن ها هستند، انتخاب می کنند، مخصوصا افرادی که از مقام فرمانداری به ریاست جمهوری می رسند. آنها در مرکز ایالت با گروهی از افراد همکاری داشته اند و بعد تعداد زیادی از آن ها را همراه خود به واشنگتن می آورند. آیا دلیلش این است که آن ها مناسب ترین کاندیدا ها هستند، و یا این که رییس جمهور با آنها سوابق مشترک کاری داشته است؟

هالیدی: چنانچه رؤسای جمهور در مقام فرماندار با موفقیت از عهدۀ وظایف خود برآمده باشند، این موفقیت را مرهون گروه همکاران خود نیز می دانند. اما باید تکرار کنم که اگر کسی قابلیت انجام وظایف خود را در سطحی خاص داشته است، دلیل نمی شود که بتواند در سطوح بالاتر هم از همان شایستگی برخوردار باشد. در این مورد، قانونی که کلیت داشته باشد وجود ندارد. افرادی هستند که قبلا در مقام شهردار یا ریاست سازمان آتش نشانی، عضو انجمن شهر، یا عضو انجمن ایالت بوده اند و در واشنگتن نیز به تمام و کمال از عهدۀ وظایف خود برآمده اند. اما متقابلا کسانی نیز یافت می شوند که تجربیات جدیدشان در برابر فشار بودجه های هنگفت، سرپرستی، و مناسبات با کنگره بسیار فرا تر از آن چه تجربه کرده اند می رود.

س: بعد از برگزاری یک انتخابات حساس، احتمال وجود بغض و کینۀ سیاسی می رود. دولت هایی که کار خود را به پایان رسانده اند و دولت هایی که وارد عرصۀ کار می شوند چگونه باید این بغض و کینه را پشت سرگذاشته و وارد فرایند سازندۀ کار گردند؟

هالیدی: در هر دورۀ انتقالی، یک سلسله مسائل بحرانی وجود دارد که باید به دولت بعدی تحویل داده شود. منظور من این است که صرف نظر از حزب و حزب گرایی، مهم است که این دو تیم بایک دیگر همکاری داشته باشند. و به همان اندازه نیز برای دولتی که برچیده می شود، اهمیت دارد که کار خود را در موضع قدرت به پایان رسانده و مسائل مهمی که هنوز بلاتکلیف مانده را به تیم جدیدی که وارد کار می شود انتقال دهد. در این مورد تعهدی وجود دارد، تعهدی میهن پرستانه. تیم جدید نیز متعهد است با کنار گذاشتن هر نوع غرور، همۀ آن چه دولت قبل برای گفتن دارد را به گوش جان بشنود.

در این جهت مهم است که دو تیم برای برخورداری از یک دورۀ انتقال نرم و روان، با یک دیگر همکاری های لازم را داشته باشند، نه تنها در مورد کارکنان، بلکه در مورد مسایلی که این افراد باید برای آن تلاش کنند.

نظرات بیان شده در این مقاله ضرورتا منعکس کنندۀ دیدگاه ها وسیاست های دولت آمریکا نیست.

کالین پاول، ژنرال بازنشسته،(دوم از سمت چپ)نخستین عضو اولين کابینه جورج دبلیو بوش بود که در دسامبر 2000 کانديدای انتصاب به اين سِمَت شد.

  • واژه های مهم