DCSIMG
Skip Global Navigation to Main Content
نشریات

نثر آمریكا از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۰ : رئالیسم و كارهای تجربی

03 می 2008

داستان نویسی از جنگ دوم جهانی به بعد به گونه ای است كه نمی توان آن را در یك طبقه مشخص گنجاند: این رشته ادبی بسیار متنوع و دارای جنبه های چندگانه است. جریان های بین المللی مانند اگزیستانسیالیسم اروپائی و رئالیسم جادویی آمریكای لاتین به آن حیات تازه ای داده ، و در همان حال عصر الكترونیك نیز دهكده جهانی را به ارمغان آورده است. زبان محاوره ای تلویزیون نیز زندگی تازه ای به سنت شفاهی بخشیده و سبك شفاهی وسائل ارتباط جمعی و فرهنگ عامه به نحو روز افزونی بر داستان سرائی اثرگذاشته است.

 

در گذشته فرهنگ نخبگان با جایگاهی که داشت و الگویی که می آفرید بر فرهنگ عامه اثر می گذاشت. به نظر می رسد كه امروزه در ایالات متحده وضع معکوسی به وجود آمده است. رمان نویسان جدی از قبیل توماس پینچان Thomas Pynchon، جویس كارول اوتس Joyce Carol Oates كرت وانگت جونیور Kurt Vonnegut Jr.، آلیس واكرAlice Walker، ای ال داكترو E.L.Doctorow از مجلات فكاهی، فیلم ها، نمایش های مد، آوازها و تاریخ شفاهی بسیار وام گرفته و از آنها تعبیرات فراوانی ستانده اند.

 

باید گفت كه این اسلوب به ابتذال كشاندن ادبیات معاصر نیست: نویسندگان آمریكائی سئوالات و مسائل جدی مطرح می كنند كه بسیاری از آنها دارای طبیعت متافیزیكی است. نویسندگان بشدت خلاق و خود آگاه، یا “ بازتابنده”reflexive شده اند. آنها اغلب حالات سنتی را نا كافی می بینند و سرزندگی را در مسائل بسیار مردم پسند تر می دانند. به عبارت دیگر نویسندگان آمریكا در دهه های اخیر یك حساسیت ما بعد مدرن پیدا كرده اند. تجدید ساختارها از دیدگاه مدرنیستی دیگر برای آنها كافی نیست: زمینه دید باید تازه و بدیع باشد.

 

میراث رئالیست  ها و سالهای پایانی دهه ۱۹۴۰

 

داستان نویسی در نیمه اول قرن بیستم مانند نیمه دوم آن منعكس كننده خصوصیات هر دهه است. سال های آخر دهه ۱۹۴۰ شاهد عواقب جنگ دوم جهانی و آغاز جنگ سرد بود.

 

جنگ دوم جهانی موضوعات نابی را مطرح كرد: نورمن میلر (برهنگان و مردگان

The Naked and The Dead، ۱۹۴۸) و جیمز جونز ( از اینجا تا ابدیت

 From Here To eternity، ۱۹۵۱) دو نویسنده ای بودند كه از آن به بهترین نحو سود بردند. هر دو رئالیسم را تاسرحد یک ناتورالیسم عبوس پیش بردند. هردو کوشیدند تا سخنی در ستایش از نبرد ننویسند. همین موضوع نیز در بارهء “شیرهای جوان” The Young Lions اثراروین شا Irwin Shaw (۱۹۴۸) صادق بود. هرمان ووك Herman Wouk در “طغیان قابیل” The Caine Mutiny (۱۹۵۱) نیز ضعف بشری را كه در زمان جنگ به همان اندازه دوران صلح هویدا است كه در زندگی غیر نظامی، نشان داد. سپس جوزف هلر Joseph Heller جنگ دوم جهانی را با كلمات هزل آمیز و اصطلاحات فلسفه پوچی مطرح (گرفتاری ً۱۹۶۱،۲۲) و اینطور استدلال كرد كه جنگ از دیوانگی رنگ و لعاب گرفته است . توماس پینچان با تقلید طنز آمیز از واقعیت و جابه جا کردن آن یک موضوع پیچیده و درخشان را مطرح ساخت (رنگین كمان نیروی جاذبه Gravity’s Rainbow، ( ۱۹۷۳) و كورت وانگت جونیور در خلال سال های اولیه دهه ۱۹۷۰ با انتشار "كشتارگاه شماره ۵ " Slaughterhouse-Five، یا جنگ "صلیبی كودكان" The Children Crusade (۱۹۶۹)، یک رمان ضد جنگ درباره بمباران درسدن Dresden آلمان با بمب های آتش زا توسط نیروهای متفقین در طول جنگ دوم جهانی (كه خود به عنوان یك اسیر جنگی از نزدیك شاهد آن بود) به یكی از ستارگان درخشان ضد فرهنگ Counterculture تبدیل شد.

 

دهه ۱۹۴۰ شاهد شكوفائی جماعت تازه ای ازنویسندگان مانند رابرت پن وارن، شاعر- داستان پرداز- مقاله نویس ، نمایشنامه نویسانی چون آرتور میلر و تنسی ویلیامز و نویسندگان داستان های كوتاه نظیر آن پورتر Ann Porter و یودورا ولتی Eudoro welty بود. همگی به جز میلر از جنوب می آمدند. همه دست به اكتشاف سرنوشت انسان در بین خانواده یا جامعه زدند و توجه خود را بر تعادل بین رشد شخصی و مسئولیت گروهی متمرکز ساختند.

 

رابرت پن وارن Robert Penn Warren (۱۹۰۵-۱۹۸۹)

 

 رابرت پن وارن، یكی از “فراریان” Fugitive جنوب از یك دوره فعالیت پرثمر كه در طول بیشتر سال های قرن بیستم ادامه داشت بهره مند شد. او در همه عمر نسبت به ارزش های دموكراتیك بدان گونه كه در چارچوب تاریخی پدیدار شده بودند دلبستگی نشان داد. از جمله ماندگارترین رمان های او همهء مردان شاه All the King’s Men (۱۹۴۶) است كه به مفاهیم تیره تر رویای آمریكائی می پردازد- او در این داستان کوتاه به طرزی تقریبا علنی زندگی شغلی متظاهرانه و فاسد سناتور جنوبی هوی لانگ Huey Long را بازگوئی می كند.

 

آرتور میلر ( ۲۰۰۵- ۱۹۱۵متولد )

 

آرتورمیلر نمایشنامه نویس، داستان پرداز، مقاله و شرح حال نویس نیویوركی ، در سال ۱۹۴۹ با “مرگ یك فروشنده” Death of a Salesman به اوج شهرت رسید. او در این كتاب در جستجوی یک مرد برای دست یافتن به ارزش و اهمیت در زندگی خود و درك این مسئله كه شكست برای وی اجتناب نا پذیر است به تامل می پردازد. این داستان كه در خانواده لومان Loman اتفاق می افتد روی محور روابط نا متعادل پدر و فرزندان و زن و شوهر می چرخد. این کتاب آیینه ای از رفتارهای ادبی سال های دهه ۱۹۴۰ به شمار می رود. "مرگ یک فروشنده" با تركیب غنی رئالیسم كه سایه كمرنگی از ناتورالیسم بر آن افتاده، چهره هایی كه به دقت ترسیم و تشریح شده اند، و اصرار بر ارزش فرد با وجود شكست و ارتکاب خطا، یك سرود و پیروزی نامه مهیج برای مرد كوچه و بازار است. – كسی كه بیوه ویلی لومان درمرثیه خود برای او می گوید: " باید توجه كرد”. این قصه گرچه تلخ و گرفته است، اما داستان رویا ها نیز هست. همان گونه كه یكی از چهره های داستان با طعنه می گوید” آه پسر، یك فروشنده هم باید رویایی داشته باشد. این با داشتن سرزمین همره است”. “

 

 مرگ یك فروشنده” ، یک اثر برجسته، تنها یكی از نمایشنامه هایی بود كه میلر در طول چند دهه نوشت. “ همه پسران من” All my sons (۱۹۴۷) و “بوته آزمایش” The Crucible (۱۹۵۳) از آن جمله اند. این هر دو اثر سیاسی به شمار می روند. یكی مربوط به دوران معاصر است و دیگری در دوران مستعمراتی روی می دهد. موضوع نمایش اول داستان صاحب صنعتی است كه در جریان جنگ دوم جهانی آگاهانه اجازه می هد تا قطعات معیوب برای كارخانه های هواپیما سازی ارسال شود. این کار به مرگ چندین هوانورد آمریکایی منجر می شود. “بوته آزمایش” محاكمات جادوگران در شهر سالم Salem ماساچوست را در قرن هفدهم ترسیم می كند كه طی آن مهاجر نشین ها ی پیوریتن به اشتباه افراد متهم به جادو گری را اعدام می كردند. پیام آن - دایربر این که به بهانه “ شكار جادوگران” مردم بیگناه را هدف قرار دادن در یك دموكراسی لعنت آمیز است – در دوره ای كه بازی به صحنه رفت، یعنی سالهای اولیه دهه ۱۹۵۰، بسیار به موقع بود. و این همان دوره ای بود که در آن جهاد علیه كمونیست ها به رهبری سناتور جوزف مك كارتی و دیگران زندگی مردم بی گناه را تباه ساخت.

یکی از نمایشنامه های او،" حادثه در ویشی" (۱۹۶۴)، موضوع هولوکاست، یا نابودی بخش عمده ای از یهودیان اروپا به دست نازی ها و همکارانشان، را مطرح می کند. در" بها" (۱۹۶۸)، دو برادر برای رهایی ازباری که از گذشته بر دوش خود احساس می کنند در تلاشند. از دیگر آثار میلر می توان به "شهرت" ( ۱۹۷۰) و دلیل این که چرا" (۱۹۷۰)، دو نمایشنامه یک پرده ای، اشار کرد. مقالات او در مجموعه ای زیر عنوان "پژواک های درون سرسرا"(۲۰۰۰) جمع آوری شده اند و شرح حال او به قلم خودش، زیر عنوان "پیچ و خم های زمان: یک زندگی"، در سال ۱۹۸۷ انتشار یافت

 

لیلیان هلمن ۱۹۰۶-۱۹۸۴))

بینش اخلاقی او نیز مانند ویلیام پن وارن، در جنوب شکل گرفته بود. و دوران کودکی خود را در نیواورلینز گذراند. او در نمایشنامه های گیرای خود هزار چهرگی قدرت و سوءاستفاده از ان را بررسی می کند. در "ساعت کودکان" (۱۹۳۴)، دختری فریبکار، زندگی دو تن از معلمان زن را با شایع کردن این که آنها همجنس گرا هستند نابود می کند. در روباه های کوچک (۱۹۳۹)، افراد یک خانواده ای ثروتمند جنوبی بر سر ارث با هم نزاع می کنند. اثر ضدفاشیستی او موسوم به "دیدبانی بر راین (۱۹۴۱)، از سفرش در ۱۹۳۰ به اروپا الهام گرفت. خاطرات او دو اثر را به نام های "یک زن ناتمام" (۱۹۶۹) و "پشیمانی" (۱۹۷۳)، در بر می گیرد.

 

لیلیان هلمن، سال های سال با داشیل هامت، سناریو نویس برجسته که قهرمان او کاراگاه سام اسپید با چهره مدرمی اش آمریکاییان دوره ی بحران اقتصادی را مجذوب ارتباط تنگاتنگی داشت. هامت خالق رمان های شاهین "مالتی" (۱۹۳۰) و "مرد باریک اندام" (۱۹۳۴) است که در آنها چهره اصالتا آمریکایی یک کارآگاه خشک و بی اخساس ترسیم شده است.

 

هلمن نیز مانند آرتور میلر از دادن نام های افرادی که طرفدار کمونیسم بودند به کمیسیون فعالیت های ضدآمریکایی مجلس نمایندگان خود داری کرده بود و به همین دلیل او و هامت در فهرست سیاه قرار گرفتند (تا مدتی از داشتن شغل در صنعت مربوط به سرگرمی ها و نمایش محروم بودند). این رویدادها در خاطرات هلمن موسوم به "زمانۀ رذل" (۱۹۷۶) بازتاب یافته اند.

 

تنسی ویلیامزTennessee Williams (۱۹۱۱-۱۹۸۳)

 

تنسی ویلیامز كه اهل میسی سی پی بود، یكی از شخصیت های پیچیده تر صحنه ادبی آمریكا در نیمه قرن بیستم به شمار می رفت. توجه او در آثار خود بر عواطف آزرده و مسائل جنسی حل نشده در خانواده هایی كه بیشتر آنها جنوبی بودند تمرکزداشت. او به خاطراستفاده از تكرارهای سحر آمیز، یك طرز بیان شاعرانه جنوبی، صحنه های عجیب و جادوئی گوتیك Gothic و كاوش های فرویدی آمال جنسی معروف است. ویلیامز یكی از نخستین نویسندگان آمریكائی بود كه آشکارا به عنوان یك همجنس گرا زندگی می كرد. او دراین زمینه توضیح می داد كه مسائل جنسی شخصیت های معذب او بیانگر تنهائی آنها است. قهرمانان او با سختی زندگی می كنند و بشدت رنج می برند.

ویلیامز بیش از ۲۰ نمایشنامه بلند نوشت كه بسیاری از آنها جنبه شرح حال خود او راباز می گفتند. او تقریبأ در همان اوائل كار نویسندگی در- سال های دهه ۱۹۴۰- با نمایش نامه "باغ وحش شیشه ای"، The Glass Menagerie (۱۹۴۴) و “ اتوبوسی به نام هوس” A streetcar Named Desire (۱۹۴۷) به اوج شهرت رسید. هیچ كدام از آثار بعدی در طی دو دهه بعد و پس از آن موفقیت و غنای این دو اثر را کسب نکردند.

 

كاترین آن پورتر Katherine Anne Porter (۱۹۸۰- ۱۸۹۰)

 

زندگانی طولانی و زمان دراز نویسندگی كاترین آن پورتر چند دوره را در بر گرفت. اولین اثر موفق او داستان “یهودای در حال رشد” Flowering Judas در مكزیك و در درجریان انقلاب این كشور روی می دهد. داستان های كوتاه او كه پرداخت زیبائی داشتند و شهرت او را تضمین كردند به طرزی ظریفانه عیان كننده جنبه های شخصی زندگی افرادند. برای مثال در“مامان بزرگ ویترآل به عاشق خود پشت می کند”The Jilting of Granny Weatherall احساسات سرشاری را با دقت زیاد بیان می كند. او اغلب تجربیات درونی زنان را بیان می كند و اتكای آنها را به مردان به نمایش می گذارد.

 

پورتر ظرافت های بیشتر داستان های خود را مدیون داستان نویس متولد زلاند نو كاترین منسفیلد Catharine Mansfield است. آثار پورتر شامل “یهودای در حال رشد” (۱۹۳۰)، “شراب ظهر” Noon Wine (۱۹۳۷)،  “اسب رنگ پریده، سوار رنگ پریده” Pale Horse, Pale Rider (۱۹۳۹)، برج كج The Leaning Towerو” مجموعه داستان ها” (۱۹۶۵) است. او در اوایل دهه ۱۹۶۰ یك رمان طولانی استعاری با موضوعی بی زمان نوشت كه با مسئولیت انسان ها نسبت به هم اتباط داشت. این اثر زیر عنوان “ كشتی احمق ها” Fools Ship of انتشار یافت(۱۹۶۲). این داستان در اواخر دهه ۱۹۳۰ در عرشه یك كشتی مسافر بری آلمانی اتفاق می افتد. این کشتی حامل اشراف آلمانی و پناهندگانی از آلمان است که به گونه ای یکسان از رژیم نازی می گریزند.

 

 پورتربا آنکه نویسنده پركاری نبود،بر چند نسل از نویسندگان تاثیر گذاشت كه از آن جمله می توان همكاران جنوبی او، یودورا ولتی و فلانری اوكانر را نام برد.

 

یودورا ولتی Eudora Welty ( ۲۰۰۱-۱۹۰۹)

 

یودورا ولتی در یك خانواده ثروتمند از شمالی های مستقر شده در می سی سی پی به دنیا آمد. او از راهنمائی های رابرت پن وارن وکاترین آن پورتر بهره مند شد. در حقیقت پورتر مقدمه ای بر مجموعه داستان های كوتاه او “یک پرده سبز” A Curtain of Green (۱۹۴۱) نوشت. ولتی اثر ظریفانه خود را بر مبنای كار پورتر شكل داد. ولی این زن جوان تر بیشتر به كار های كمدی و عجیب و غریب رغبت داشت. مانند فلانری اوكانر، که مانند خود وی جنوبی بود،اغلب قهرمانانان خود را بین افراد تقریبأ غیر عادی، عجیب، یا استثنائی انتخاب می كرد.

 

شوخ طبعی ولتی با وجود خشونت كارهایش، اساسأ انسانی و مثبت است. مثلأ درداستان او “چرا در اداره پست كار می كنم” Why I Work at the p.O? که اغلب برای مجموعه های داستان برگزیده می شود، یك دختر لجوج و مستقل از خانواده خود به یك دفتر كوچك پستی نقل مكان می كند. از مجموعه های داستانی او می توان به “تور گسترده” The Wide Net (۱۹۴۳)، "سیب طلایی" The Golden Apple ، "عروس اینیس فالن" TheBride of Innisfallen (۱۹۵۵)، و "دریاچه مهتاب" Moon Lake (۱۹۸۰) اشاره کرد. ولتی رمان هایی نیز از قبیل "عروس دلتا"Delta wedding (۱۹۴۶)، كه داستان یک خانواده كشاورز عصر جدید است و "دختر آدم خوشبین" The Optimist’s Daughter (۱۹۷۲) نوشته است.

 

سالهای دهۀ۱۹۵۰

 

سالهای دهه ۱۹۵۰ شاهد تأثیر تجدد و فن آوری بر زندگی روزمره بود كه از سال های ۱۹۲۰ – و قبل از كسادی بزرگ great Depression-- به تعویق افتاده بود. جنگ دوم جهانی نه تنها فاشیسم راشکست داد بلکه ایالات متحده را از دوره كسادی بیرون آورد و سال های دهه ۱۹۵۰ این فرصت را برای بیشتر آمریكائی ها فراهم ساخت كه از رفاه مادی كه آن همه انتظارش را می كشیدند بهره مند شوند. به نظر می رسید كه دنیای کسب وتجارت، به ویژه در چهار چوب شركت های بزرگ زندگی خوبی را برای افراد ( معمولأ در حومه شهرها)

تدارک می بیند. آثار واقعی یا نمادین موفقیت در این راه به صورت خانه، اتومبیل، تلویزیون و وسایل خانگی آشکار می شد

.

 

 با این همه تنهایی در رده های بالای آن دنیا موضوع رایج را در کارا بسیاری از نویسندگان تشکیل می داد. مرد بی چهره ای که در راس یک شرکت بزرگ قرار داشت در رمان پرفروش اسلون ویلسون Sloan Wilson به نام "مردی باكت و شلوار فلانل خاكستری" The Man in the gray flannel Suit (۱۹۵۰) به صورت یک کلیشه فرهنگی در آمد. حالت بیگانگی عمومی در جامعه آمریکا در کتاب "جمعیت تنها" توسط دیوید رایسمن

David Riesman جامعه شناس، مورد بررسی قرار گرفت.

 

به دنبال آن تحقیقات عامه پسند تردیگری در این زمینه با درجه علمی كمتری نیز انجام شد ، كه “ترغیب كنندگان پنهانی” The Hidden Persuaders (۱۹۵۷) و “جویندگان مقام” The Status Seekers (۱۹۵۹) نوشته ونس پاکارد، " مرد سازمانی" The Organization Man (۱۹۵۶) از ویلیام وایت Willam Whyte و بیان هوشمندانه تر سی رایت میلز C.Wright Mills در “پشت میزنشین” (۱۹۵۱) و " زبدگان قدرتمندَ" ازآن شمارند. ” جان كنت گالبرایث John Kenneth Galbraith “ افتصاد دان و استاد دانشگاه نیز با " جامعه مرفه" خود The Affluent Society (۱۹۵۸) به غنای اینگونه آثار افزود.

 

بیشتر این آثار تائیدی بر نظریه سال های دهه ۱۹۵۰ بود كه آمریكائی ها دارای یك اسلوب زندگی مشترك هستند. این مطالعات لحنی كلی و عمومی داشت و شهروندان را به خاطر از دست دادن فرد گرایی مختص دوران مرز نشینی مورد انتقاد قرار می داد و اعلام می كرد كه آنها بیش از حد با جریان آب پیش می روند(رجوع شود به کارهای رایسمن ومیلز) یا به مردم توصیه می كردند كه به عضویت “طبقه جدید” New Class درآیند كه محصول تكنولوژی و زمان فراغت است( چنانچه در كارهای گالبرایث مشاهده شده است).

 

 به زبان ادبی، سال های ۱۹۵۰در حقیقت دهه فشارهای هوشمندانه و فراگیر بود. رمان های جان اوهارا، John Ohara ، جان چیور John Cheever و جان آپدایكJohn Updike به سراغ پرده برداشتن از فشاری می روند كه در خفا عمل می كند و در سایه رضامندی و خشنودی پنهان است. بعضی از بهترین آثار، مردانی را ترسیم می كنند كه در مبارزه در راه موفقیت شكست می خورند، مانند” مرگ یك فروشنده” اثر آرتور میلر و “فرصت را دریاب” Seize the Day (۱۹۵۶) نوشته ساول بللو Saul Bellow از آن نمونه اند. برخی از نویسندگان از این حد هم فراتر رفتند و در کارهای خود كسانی را مطرح كردند كه از گردونه زندگی خارج می شوند. نمونه های این گونه آثار “ ناطور دشت ” The Catcher in The Rye اثر جی دی سالینچر J.D.Salinger (۱۹۵۱)، “ مرد نامرئی” The Invisible Man(۱۹۵۲) نوشته رالف الیسون Ralph Ellison و “ در جاده” On the Road (۱۹۵۷) نوشته جك كرواك Jack Kerouac است. در سال های پایانی این دهه، فیلیپ راث Philip Roth با یك رشته داستان های كوتاه به میدان آمد كه بازتابی از بیگانگی خود او از میراث یهودیش بود. ( خداحافظ كلمبوس Goodbye ;Colubus ۱۹۵۹) تأملات روانشناسانه او برای داستان نویسی و شرح حال نویسی ( اتو بیوگرافی ) مایه ای فراهم ساخت كه تا سال های دهه ۱۹۹۰ ادامه داشت.

 

داستان نویسی نویسندگان یهودی آمریكایی، ساول بللو Bellow Saul، برنارد مالامود

Malamud Bernard و آیزك باشویس سینگر Isaak Bashevis

singer، كه از چهره های برجسته سال های دهه ۱۹۵۰ و پس از آن به شمار می روند، نیز ارزشمند است و غنای ادبیات آمریكا را به نحو بارزی افزایش می دهد. آثار این سه نویسنده بیش از هر چیز به خاطر بذله گوییها، ملاحظات اخلاقی و ترسیم جوامع یهودی در دو دنیای متفاوت قدیم و جدید [اروپا و آمریكا] متمایزند.

 

جان اوهارا  John O, Hara  (۱۹۰۵-۱۹۷۰)

 

جان اوهارا كه برای حرفه روزنامه نگاری تعلیم یافت نویسنده پرکاری بود، نمایش نامه ها، داستان ها و رمان های گیرایی از خود به جا گذاشت. او استاد شرح دقیق جزئیات است و شهرت او بیش از همه به خاطر چند رمان رئالیستی است كه بیشتر آنها در سال های دهه ۱۹۵۰ نوشته شده و با زندگی مردم ظاهرأ موفقی كه كوتاهی ها و نارضایتی هایشان آنها را آسیب پذیر می سازد در ارتباطند. ازجمله این آثاراز " قرار در سامارا" Appointment in Samarra (۱۹۳۴)، "شماره ۱۰ نورث فردریك"

 Ten North Fredrick ( ۱۹۵۵) و"از مهتابی" From the Terrace (۱۹۵۸) می توان نام برد.

 

جیمز بالدوین James Baldwin (۱۹۲۴-۱۹۸۷)

 

جیمز بالدوین و رالف الیسون آئینه تجربیات سیاهان در سال های دهه ۱۹۵۰ هستند. قهرمانان آنها از فقدان هویت بیش از جاه طلبی افراطی رنج می برند. بالدوین بزرگترین فرزند در بین ۹ خواهر و برادر بود. او در یك خانواده مقیم هارلم نیویورك به دنیا آمد و توسط یك كشیش به فرزندی پذیرفته شد. در جوانی گاهگاه در كلیسا به موعظه می پرداخت. این تجربه او را كمك كرد تا یك نثر گیرا و محاوره ای را پرورش دهد كه بهترین نمونه آن در مقالات عالی وی از قبیل "نامه ای از منطقه ای از ذهن من" Letter From a Region of My Mind از مجموعه "آتش برای دفعه بعد"The Fire Next Time ( ۱۹۶۳) دیده می شود. او در این نوشته استدلال موثری برای پایان دادن به جدایی نژادها را مطرح كرده است .

 

 اولین رمان بالدوین "برو این را بالای كوه بگو" Go Tell It On the Mountain (۱۹۵۳) كه شرح حال خود او محسوب می شود، شاید معروف ترین اثر او باشد. این نوشته داستان یك جوان ۱۴ ساله است در یك كلیسای كوچك کنارخیابان که هنگام مقابله با مسئله گرویدن به دین مسیحی درصدد شناختن خویش و ایمان مذهبی بر می آید. ازمیان سایر آثار مهم بالدوین "كشور دیگر"Another Country (۱۹۶۲)،رمانی درباره مسائل نژادی و هم جنس گرایی ؛ و "هیچ كس نام مرا نمی داند" Nobody Knows My Name (۱۹۶۱) در خور ذکرند. اثر اخیر مجموعه ای از مقالات پر شور شخصی در باره نژاد پرستی و نقش هنرمند، و ادبیات است.

 

رالف والدو الیسون Ralph Waldo Ellison (۱۹۱۴-۱۹۹۴)

 

رالف الیسون اهل غرب میانه بود كه در اوكلاهما به دنیا آمد و در انستیتوی تاسكیگی Tuskegee در جنوب ایالات متحده به تحصیل پرداخت. دوره فعالیت او در ادبیات آمریكا به عنوان نویسنده، یكی از عجیب ترین ویژگی ها را داشت، به این معنی که خالق یک كتاب بسیار تحسین شده بود و دیگر هیچ. رمان "مرد نامرئی" Invisible Man The(۱۹۵۲) داستان یك مرد سیاهپوست است كه زیستی زیر زمینی دارد و در گودالی زندگی می كند كه بسیار روشن است. این روشنایی از برقی تامین می شود كه از شركت برق می دزد. این كتاب تجربیات زمخت و یاس آور او را تشریح می کند. هنگامی که برنده بورس تحصیلی در یك كالج سیاهان می شود، توسط سفید پوستان مورد تحقیر قرار می گیرد؛ وقتی هم كه به كالج می رود می بیند رئیس سیاهپوست کالج به دل مشغولی های سیاهپوستان بی اعتنا است. زندگی در خارج از كالج توأم با فساد است. به عنوان مثال حتی دین نیز تسلی بخش نیست : یك واعظ مجرم از كار در می آید. این رمان جامعه را بر صندلی اتهام می نشاند، زیرا در فراهم كردن آرمان های پایدار برای شهروندان خود – اعم از سیاه و سفید- و بوجود آوردن نهادهایی برای تحقق این آرمان ها قصور می ورزد. این اثربر یك زمینه پر قدرت نژادی بنا شده زیرا " مرد نامرئی" به خودی خود نامرئی نیست. نامرئی بودن او بدین دلیل است كه دیگران با تعصب كورشان قادر نیستند دریابند كه او چگونه انسانی است.

رمان پردامنه و ناتمام او به نام " جونتینتَ" Juneteenth، که بعد از مرگ وی در ۱۹۹۹ انتشار یافت، ادامۀ دلمشغولی او را از بابت مسائل مربوط به نژاد و هویت بازمینایاند.

 

فلانری اوكانر (۱۹۶۴-۱۹۲۵) Flannery O’Connor

 

فلانری اوكانر كه زاده جرجیا بود زندگی كوتاهی داشت و به علت ابتلاء به " لوپوس" كه یك بیماری خونی كشنده است از دنیا رفت. با این همه دستخوش احساسات نمی شد و این موضوع در داستان های بی نهایت طنز آلود و در عین حال غم انگیز و سازش ناپذیراو آشکار است. اوكانر برخلاف پورتر، ولتی و هرستون، بیشتر مواقع قهرمانان خود را در فاصله نگاه می داشت و بی كفایتی و حماقت آنها را آشكار می ساخت. شخصیت های بی سواد جنوبی كه قهرمانان رمان او هستند اغلب از طریق خرافات یا مذهب، ایجاد خشونت می كنند. نمونه این گونه افراد را در رمان "نژاد خردمند" Wise Blood (۱۹۵۲) می توان دید. این رمان درباره یك شخص مذهبی بسیار متعصب است كه كلیسایی برای خود تاسیس می كند.

 

گاهی هم خشونت از تعصب ناشی می شود، مانند داستان " آواره" The Displaced Person .این داستان درباره مهاجری است كه توسط دهاتی های نادان و بی سواد به قتل می رسد زیرا آنها احساس می كنند كه جدیت در كار و عادات عجیب او تهدیدشان می كند. اغلب، بدون هیچ دلیلی قهرمانان داستان ها با سرنوشت های بیرحمانه ای روبرو می شوند. نمونه این وضعیت"دهاتی های خوب" Good Country People است. داستان درباره دختری است كه توسط مردی كه پای مصنوعی او را می دزد اغفال می شود.

 

طنز سیاه اوكانر، او را به ناتانیل وست و جوزف هلر نزدیک می كند. آثار او شامل مجموعه های از داستان های كوتاه "مشكل بتوان مرد خوبی پیدا كرد" A good Man Hard to Find (۱۹۵۵) و "هرچه سربر می آورد باید هم آهنگ باشد" (۱۹۶۵) That Rises Must Converge "آدم وحشی برنده است" The Violent Bear it Away (۱۹۶۰) و کتابی حاوی نامه های او زیر عنوان " عادت بودن "(۱۹۷۹) The Habit of Beingاست. " داستان های كامل" The Complete Storiesاو در سال ۱۹۷۱ منتشر شد.

 

ساول بللو Saul Bellow (۲۰۰۵-۱۹۱۵)

 

ساول بلو در كانادا به دنیا آمد و در شیكاگو بزرگ شد. او به خانواده ای از یهودیان مهاجر روسی تعلق داشت. در دانشگاه به تحصیل مردم شناسی و جامعه شناسی پرداخت كه تاثیر آن بر آثارش عمیق بود. او خود را به خاطر بی پرده بودن در برابر طیف وسیعی از تجربیات و درگیری احساسی با آنها، به شدت مدیون تئودور درایزر می داند. بللو نویسنده ای بسیار مورد احترام است که در سال ۱۹۷۶ برنده جایزه نوبل در رشته ادبیات شد.

 

از میان رمان های اولیه و تا حدی عبوس واگزیستانسیالیستی بللو به " مرد معلق" Dangling Man (۱۹۴۴)، یک بررسی كافكا گونه درباره مردی كه منتظر است توسط ارتش احضار شود، و " قربانی" Victim The (۱۹۷۴) درباره روابط بین یهودیان و غیر یهودیان می توان اشاره کرد. در سال های ۱۹۵۰ دیدگاه او بیشتر جنبه فکاهی به خود گرفت. او در کارهایی مانند "ماجراهای اوجی مارچ" The Adventures of Augie March ُ (۱۹۵۳) – مطالعه ای به سبک هاك فین [شاهکار مارک تواین] راجع به یك سرمایه گذار شهری كه در اروپا وارد بازار سیاه می شود – و "هندرسن سلطان باران" Henderson the Rain King (۱۹۵۹) یك رمان درخشان و مفصل نیمه جدی درباره یك میلیونر میانه سال كه جاه طلبی های ناكام مانده اش او را به آفریقا می كشاند. در این رمان ها نویسنده با به کار بردن اول شخص از تعدادی راویان پرشور و ماجرا جو بهره گرفت . آثار بعدی بلو "هرتزوك" Herzog(۱۹۶۴) داستان زندگی پر از ناراحتی یك استاد انگلیسی عصبی است كه تخصص او در فکر رمانتیك محض است؛ " سیاره آقای سملر" Mr. Sammler’s Planet (۱۹۷۰)، "هدیه هومبولت" Humboldt’s Gift و " دسامبر رئیس دانشکده" The Dean’s December(۱۹۸۲) را در بر می گیرد. نوشته اخیر شرح حال خود نویسنده است.

 

بللو دراواخر دهه ۱۹۸۰ دو رمان بلند: "چیزی که مرا به یاد بیاورد" (۱۹۹۱) Something to Remember Me ، و "واقعی" (۱۹۹۷) The Atual ، نوشت که در آنها قهرمانان سالخورده داستان ها در صدد کشف حقایق نهایی هستند. رمان دیگر او به نام "ریو استاین" (۲۰۰۰) Ravestein ، سرگذشت پوشیده دوست بللو به نام آلن بلوم است که اثر او به نام "بسته شدن فکر آمریکایی" از جمله پرفروش ترین کتابها بود. این اثر حمله محافظه کارانه ای به دانشگاه ها است که طبق دریافت نویسنده موجب فرسایش زندگی فرهنگی آمریکا شده اند.

 

"فرصت را دریاب" Seize the Day اثر بللو (۱۹۶۵)*، رمان كوتاه درخشانی است كه به دلیل ارزش فوق العاده و اختصار آن اغلب در دروس دبیرستانی و دانشگاهی گنجانده می شود. مرکز ثقل این داستان تاجری به نام تامی ویلهلم است كه سعی می كند احساس عدم كفایت خود را باظاهرسازی جبران كند. این داستان كوتاه با طنز آغاز می شود: " وقتی كه نوبت پنهان كردن بدبختی ها و گرفتاری هایش می رسید تامی ویلهلم از هیچکس بی عرضه تر نبود یا حداقل خودش این گونه فكر می كرد....." و طرفه آنكه کوشش در این راه به زوال او كمك می كند. ویلهلم چنان از احساس عدم كفایت رنج می برد كه به طور كامل قدرت و توانایی خود را از دست می دهد و در مقابل زنان، مشاغل مختلف، ماشین ها و بازار کالاها، كه در آن همه پولش را از می بازد، شكست می خورد و عقب می نشیند. او نمونه بارزی از موجود بی دست و پای فولكلور یهودی بنام شلمیل schlemiel است – كسی كه برایش بد شانسی از در و دیوار می بارد – "فرصت را دریاب" به طور خلاصه وحشتی را بیان می کند كه گریبان گیر بسیاری از آمریكایی ها است.

 

برنارد مالا مود Bernard Malamud (۱۹۸۶-۱۹۱۴)

 

برنارد مالامود در شهر نیویورك در یك خانواده یهودی روسی مهاجر به دنیا آمد. او در دومین رمانش "دستیار" The Assistant (۱۹۵۷) زمینه های مشخص کار خود را یافت : تقلای انسان برای پیروز شدن بر همه موانع و مشكلات و شالوده های اخلاقی یهودیان مهاجر در عصر حاضر . اولین اثر منتشر شده مالامود "آدم طبیعی" The Natural (۱۹۵۲) تركیبی است از رئالیسم و تخیل كه در دنیای افسانه ای بیس بال حرفه ای روی می دهد. رمان های او عبارتند از"یك زندگی جدید" A New Life (۱۹۶۱)، "كارساز" The Fixer (۱۹۶۶) "تصاویر فیدلمن" Pictures of Fidelman و "مستاجران"The Tenants (۱۹۷۱) است. او یك استاد برجسته داستان های كوتاه نیزهست. از طریق داستان هایش، در مجموعه هایی از قبیل "بشكه سحر آمیز"The Magic Barrel ( ۱۹۵۸)، "احمق ها مقدمند" Idiots First (۱۹۶۳). "كلاه رامبراند" Rembrandt s Hat (۱۹۷۳)، بیش از هر نویسنده دیگر متولد آمریكا بیانگر احساس یک یهودی از حال و گذشته واقعیت و تخیل، حقیقت و افسانه است.

اثر جاودانه مالامود – كه به خاطر آن جایزه پولتیز و "جایزه ملی كتاب" را برد – "كارساز" است . این داستان كه در اوائل قرن بیستم در روسیه روی می دهد، نگاهی نیمه علنی به یك پرونده واقعی مربوط به ماجرای " اتهام خون" blood libel است: محاكمه بدنام مندل بیلیس در سال ۱۹۱۳ كه در رفتار های ضد یهود تاریخ معاصر یك لكه ننگ به حساب می آید. مالامود اینجا نیز مانند بسیاری از نوشته های دیگر خود، بر رنج و عذاب قهرمان خود یاكوب بوك و ضرورت تلاش و تقلا در مقابل همه مشكلات برای پیروزی بر آنها تاكید می ورزد.

 

ایزاك باشویس سینگر lsaac Bashevis Singer  (۱۹۰۴-۱۹۹۱)

 

ایزاك باشویس سینگر، رمان نویس، برنده جایزه نوبل و استاد داستان های كوتاه، در لهستان تولد یافت و در سال ۱۹۳۵ به ایالات متحده مهاجرت كرد. او پسر رئیس متشخص یک دادگاه مذهبی یهودی در ورشو بود. سینگر كه همه عمر به یدیش ( تركیبی از آلمانی و عبری، زبان مشترك یهودیان اروپا در چند قرن گذشته) مطلب نوشت به موضوعاتی می پرداخت كه در آنها با نگاه و قلمی اسطوره ای و واقعی دو گروه مشخص از یهودیان را طرح ساخت : ساكنان " شتل" shtetl” ها یا دهكده های كوچك دنیای قدیم و مهاجرین آواره دوران قبل و بعد از جنگ دوم جهانی .

 

نوشته های سینگر در بین كتابهای مربوط به "هولوكاست" نقش و حالت آن حائلی را دارد كه كتابها را در كتابخانه استوار نگاه می دارد. از یك سو در رمان هایی از قبیل " ملك اربابی" The Manor (۱۹۶۷) و "ماترك" The Estate (۱۹۶۹) كه صحنه آن روسیه قرن نوزدهم است، و "موسكات خانوادگی" The Family Moskat (۱۹۵۰ )، توجه خود را بر خانواده یهودی های لهستانی در بین دو جنگ جهانی متمركز می كند – دنیای یهودیان اروپایی كه دیگر وجود ندارد. از سوی دیگر به عنوان تكمیل كننده این موضوع درآثاری مانند "دشمنان، یك داستان عاشقانه" (۱۹۷۲) Enemies, A Love Story دنیای بعد از جنگ را به تصوثر می کشد. قهرمانان این داستان ها جان به در بردگان هولوكاست هستند كه سعی می كنند زندگی جدیدی برای خود پایه ریزی کنند.

 

ولا دیمیر نابوكوف Vladimir Nabokov (۱۸۸۹-۱۹۷۷)

 

ولادیمیر نابوكوف مانند سینگر یك مهاجر اروپای شرقی بود. او كه در خانواده ثروتمندی در روسیه تزاری به دنیا آمده بود در سال ۱۹۴۰ به ایالات متحده آمد و ۵ سال بعد تابعیت این كشوررا پذیرفت . از ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۹ در دانشگاه كرنل در شمال ایالات نیویورك به تدریس ادبیات پرداخت. در سال ۱۹۶۰ برای همیشه به سوئیس نقل مكان كرد. او بیش از هرچیز به خاطر رمان های اتوبیوگرافیکی مانند پنین Pnin (۱۹۵۷) معروف است. این کتاب داستان یك استاد مهاجر نا موفق روسی است. اثر معروف دیگر او لولیتا Lolita (چاپ آمریكا ۱۹۵۸) قصه یك اروپایی تحصیل كرده و میانه سال است كه عاشق یك دختر ۱۲ ساله و از همه جا بی خبر آمریكایی می شود. اثر موفق دیگر او رمان تقلیدی "آتش رو به زوال" Pale Fire (۱۹۶۲) است . این داستان برشعر بلندی ازیک شاعر متوفای خیالی و تفسیر آن توسط یک منقد متمرکزاست. نوشته های این منقد از محدوده شعر فراتر می روند و وبه صورت غیرمنتظر و به طورمستقل برای خود موجودیت پیدامی کنند.

 

نابوكوف ازبابت سبك سلیس و لطیف، طعنه های استادانه و ابتكارهای زیركانه خود در فرم، كه مایه الهام رمان نویسانی از قبیل جان بارث John Barthشده، دارای اهمیت واعتباراست. نابوكوف از نقش خود به عنوان یك واسطه بین دنیاهای ادبی روسی و آمریكایی آگاه بود. كتابی درباره گوگول Gogol نوشت و كتاب پوشكین بنام "یوجین اونگین" Eugene Onegin را ترجمه كرد. موضوعات شجاعانه و تا حدی اكسپرسیونیست او مانند عشق عجیب در " لولیتا" به وارد ساختن جریان های اكپرسیونیست قرن بیستم اروپا در سنت داستان نویسی اساسأ رئالیست آمریكایی كمك كرد. لحن او كه نیمی هزل آمیز و نیمی نوستالژیك ( احساس دلتنگی برای میهن) است همچنین معرف نوعی نگارش جدید احساسی نیمه جدی و نیمه شوخی است كه توسط نویسندگانی از قبیل پینچان Pynchon, به كار می رود. آنها در این گونه نوشته ها مطالب طنز آمیز را با موضوعاتی ترسناك ومتضاد درهم می آمیزند.

 

جان چیور John Cheever (۱۹۱۲-۱۹۸۲)

 

جان چیور اغلب به عنوان "رمان نویس منش ها" نامیده شده است. او به خاطر داستان های كوتاه زیبا و بدیع خود شهرت دارد. او در این داستان ها دنیای تجارت نیویورك را از طریق آثار آن بر بازرگانان، همسران آنها، فرزندان و دوستانشان موشكافی می كند.

 

در داستان های چیور كه به سبک داستان های چخوف ترسیم شده اند، یك اشتیاق پیچیده، مالیخولیایی و هرگز برآورده نشده موج می زند که با احساس ناامیدی ظاهری در دستیابی به اطمینان ماوراء طبیعی در آمیخته است . آثار او نوشته های زیر راشامل می شوند: "آ ن طور كه بعضی مردم زندگی می كنند" The Way Some People Live (۱۹۴۳) "دزد شیدی هیل" Housebreaker of Shady HilI The (۱۹۵۸)، " بعضی مردم، جاها و چیزهایی كه در رمان بعدی من مطرح نخواهند شد"

 

Some People, Places and Things That Will Not Appear in My Next Novel

 (۱۹۶۱)، "سرتیپ و بیوه گلف" The Brigadier and the Golf Widow (۱۹۶۴) و "دنیای سیب ها" The World of Apples (۱۹۷۳). عناوین او برملا كننده خصوصیت ویژه اش یعنی بی قیدی، بازیگوشی و عدم احترام است و به جوهرموضوعات داستان ها اشاره دارد.. چیور چندین رمان نیز مانند "افتضاح واپشات" The Wapshot Scandal (۱۹۶۴)، پارك گلوله (۱۹۶۹) Bullet Park و " قوش باز" (۹۷۷) Falconerكه بیشتر جنبه شرح حال نویسی برای خود را دارند منتشر کرده است.

 

جان آپدایك John Updike  ( - ۱۹۳۲)

 

جان آپدایك نیز مانند چیور به عنوان نویسنده منش ها تلقی می شود. صحنه های شهری، تم های محلی، انعكاس دلتنگی ها و انتظارها و بویژه محل های غیر واقعی داستان های او در كرانه شرقی آمریكا در ماساچوست و پنسیلوانیا روی می دهند. آپدایك به خاطر كتابهای پنجگانه خود زیر عنوان هری " ربیت" انگستروم Rabbit Angsrom Harry شهرت فراوانی یافته است. این اثر زندگی مردی به نام هری انگسترم معروف به ربیت ( خرگوش) را از طریق جزر و مدهای موجودیت او در طول چهار دهه تاریخ و سیاست آمریكا تجسم می بخشد. در "ربیت بدو" Rabbit Run (۱۹۵۰) انگستروم یك شوهر جوان بی هدف و بی علاقه است. "ربیت ریداكس") Rabbit Redux۱۹۷۱) حركت های ضد فرهنگی سال های ۱۹۶۰ را نشان می دهد و در آن انگستروم هنوزهدف و قصد روشنی ندارد و راه نجات مطمئنی در مادی گری نیافته است. در "ربیت ثروتمند است" Rabbit Is Rich (۱۹۸۱) هری در حالی که دوران جنگ ویتنام رو به پایان است با دست یافتن به یک ارثیه، در محیط آدم های ثروتمند وخود محور دهه ۱۹۷۰ به شخص موفقی تبدیل شده است. قسمت پایانی "ربیت در حال استراحت"Rabbit at Rest (۱۹۹۰) مربوط به آشتی انگستروم با زندگی پیش از مرگ او به سبب سکته قلبی در برابر پی آمدهای سال های دهه ۱۹۸۰ است.در داستان بلند او به نام "ربیت به یاد آورده می شود" Rabit Remembered

فرزندان او که اکنون بزرگ شده اند از وی یاد می کنند.

 

ازمیان داستان های دیگر آپدایک "قنطورس" [حیوان افسانه ای با سر انسان و تن اسب] (۱۹۶۳)، "زوج ها" Couples (۱۹۶۸) ، "ماهی تشکیل شده از یکشنبه ها" (۱۹۷۶)، "روایت راجر" (۱۹۸۶) و "اس"می توان اشاره کرد. آپدایک در یک سلسه رمان های دیگر، "بچ: یک کتاب" (۱۹۷۰) ، "بچ باز می گردد" (۱۹۸۲) و ""بچ در خلیج" (۱۹۹۸)، برای خود یک همزاد می آفریند که شهرت او به گونه ای غریب خود وی را به سکوت تهدید می کند.

 

 او در میان نویسندگان امروزی [آمریکا] صاحب درخشان ترین سبك است و داستان های كوتاه او مثال های گویا و روشنی از وسعت دید و خلاقیت شیوه کار نویسنده اند. مجموعه های داستان او عبارتند از "همان در" The Same Door (۱۹۵۹) " مدرسه موسیقی" The Music School (۱۹۶۶) "موزه ها و زنان"Museums and Women (۱۹۷۲) "راه بسیار درازی برای رفتن باقی است"Too Far To Go (۱۹۷۹) و"مسائل" Problems (۱۹۷۹). آپدایک چندین مجلد شعر و مقاله نیزمنتشر کرده است.

 

جی دی سالینجر J.D. Salinger ( - ۱۹۱۹)

 

جی دی سالینجر، منادی وقایع آینده در سال های دهه ۱۹۶۰، كوشش های كناره گیری از اجتماع را ترسیم كرده است. او در نیویورك به دنیا آمد و با انتشار رمان خود "ناطور دشت"

 The Catcher in the Rye موقعیت ادبی عظیمی كسب كرد. شخصیت اصلی كتاب یك پسر حساس ۱۶ ساله به نام هولدن كالفیلد Holden Caulfield است كه از مدرسه شبانه روزی اشرافی خود می گریزد تا وارد دنیای خارج و دوران بلوغ شود، اما با مشاهده مادی گری و حقه بازی این دنیا از خواب غفلت بیدار می شود.

 

هنگامی كه از كالفیلد می پرسند دوست دارد چه كاره شود جواب می دهد " ناطور دشت" كه نقل قول اشتباهی از یكی از اشعار رابرت برنز است. در دیدگاه خود، او نمونه جدید نجیب زاده سفید و تنها پاسدار معصومیت است . او در تخیل خود مزرعه بزرگی از چاودار را می بیند كه ساقه های آن چنان بلندند كه گروهی از اطفال كه در آن می دوند و بازی می كنند نمی توانند ببینند که به كجا می روند. او تنها فرد حاضر در آنجا است. " من لب یك صخره ناجور ایستاده ام. كاری كه باید بكنم این است كه اگر كسی به لب صخره برود فورأ او را بگیرم". سقوط از فراز صخره مساوی است با از دست دادن كودكی و معصومیت ( بخصوص از نظر جنسی) که یکی از موضوعات پایدار عصر بود. آثار دیگر این نویسنده گوشه گیر و كم كار عبارتند از " نه داستان" Nine Stories (۱۹۵۳) "فرانی و زوئی"

 Franny and Zooey (۱۹۶۱) و "نجارها، تیرهای سقف را بلند بگیرید"

 High the Roof- Beam, Carpenters Raise (۱۹۶۳) ، مجموعه داستان هایی از مجله نیویوركر. سالینجر كه در نیو همپشایر زندگی می كند، از هنگام انتشار داستانی از او در ۱۹۶۵، از صحنه ادبیات آمریكا غایب بوده است.

 

جك كرواك Jack Kerouac (۱۹۲۲-۱۹۶۹)

 

جك كرواك كه پسر یك خانواده فرانسوی – كانادایی فقیر بود نیز ارزش های زندگی طبقه متوسط را به زیر سوال برد. اوهنگام تحصیل در دانشگاه كلمبیا در نیویورك، با اعضای تشكیلات زیر زمینی ادبی "ضرب آهنگ" Beat ملاقات كرد. داستانهای او به شدت تحت تاثیر آثار تقریبأ اتوبیوگرافیك نویسنده جنوبی توماس ولف قرار گرفته است.

معروف ترین رمان كرواك "روی جاده" On the Road بیان گر سرگردانی "بیت نیک ها" در سرتاسر آمریكا در جستجوی یک رویای آرمانی و زندگی اشتراکی و زیبایی است . "ولگردان دارما" The Dharma Bums (۱۹۵۸) نیز به روشنفكران ولگرد ضد فرهنگ و شیفتگی آنها به آیین زن بودایی می پردازد.

كرواك همچنین صاحب كتاب شعری به نام "افسردگان مكزیكی" Mexico City Blues (۱۹۵۹) است و چند جلد نیز درباره زندگی خود با بیت نیک هایی [تقریبا معادل هیپی ها] از قبیل رمان نویس تجربی ویلیام باروز William Burroughs و آلن گنیزبرگ شاعر نوشته است .

 

سال های پر آشوب اما خلاق دهه ۱۹۶۰

 

احساس بیگانگی و فشار سال های دهه ۱۹۵۰ در جنبش های حقوق مدنی، جنبش دفاع از حقوق زنان

 (فمینیسم) اعتراض های ضد جنگ، فعالیت اقلیت و ظهور یك جریان ضد فرهنگ در سال های دهه ۱۹۶۰ ، كه آثار آن هنوز در جامعه آمریكایی باقی است، تبلور یافت. از میان آثار قابل توجه سیاسی و اجتماعی این دوره سخنرانی های رهبر حقوق مدنی، دكتر مارتین لوتركینگ جونیور، آثار اولیه نویسندگان فمینیست مانند بتی فریدان Betty Friedan (عرفان مونثThe Feminine Mystique)(۱۹۶۳) و كتاب نورمن میلر " لشكرهای شب" The Armies of the Night (۱۹۶۸) درباره یك راهپیمایی ضد جنگ در سال ۱۹۶۷ ، در خور ذکرند.

 

علامت مشخصه سال های ۱۹۶۰ وجود ابهام در مرز بین داستان و حقیقت، و بین رمان و گزارش است كه دنباله آن تا به امروز نیز كشیده شده است. ترومن كپوتی، رمان نویس Truman Capote، به عنوان "بچه تخس" اواخر دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ با آثاری مثل "صبحانه در تیفانی" Breakfast at Tiffany (۱۹۵۸) خوانندگان را خیره كرده بود. او مخاطبان خود را با كتاب "با خونسردی" In Cold Blood (۱۹۶۶) مبهوت ساخت. این داستان تجزیه و تحلیلی اصولی و محكم از یك قتل عام بی رحمانه در مركز آمریكا است كه مانند یك اثر كارآگاهی نوشته شده است.

 

 در همین زمان " روزنامه نگاری جدید " سر برآورد. منظور كتاب های غیر داستانی است كه روزنامه نویسی را با شیوه های داستان نویسی تركیب و اغلب با حقایق بازی می كردند و برای افزودن بر هیجان و فوریت داستان آن را دوباره شكل می دادند. "آزمایش برقی میزان اسید در نوشابه کول اید" The Electric Kool-Aid Acid Test (۱۹۶۸) تمجیدی بود از رفتار عجیب و بی قراری ضد فرهنگی كن كیسی Ken Kesey رمان نویس. ولف در اثر دیگر خود، "شیک افراطی و انتقاد پذیران از نوع مائو مائو" The Rdical Chic and Mau-Mauing the Flak Catchers (۱۹۷۰( بسیاری از جنبه های فعالیت های جنبش ها ی چپ را به تمسخر می گیرد. ولف بعدها راجع به مراحل اولیه برنامه فضایی ایالات متحده تاریخچه مفصل و توام با بصیرتی به نام " كالای درست" The Right Stuff (۱۹۷۹) نوشت. او همچنین صاحب رمان " آتش خود بینی ها" The Bonfire of the Vanities (۱۹۸۷) است که چهره پردازی وسیعی از جامعه آمریكا در سال های دهه ۱۹۸۰ است.

 

 با فرارسیدن سال های دهه ۱۹۶۰، ادبیات وارد تلاطم های این دوره شد. یك دیدگاه كنایه دار و فکاهی نیز مطرح به ظهور پیوست كه در افسانه پردازی های چندین نویسنده انعكاس یافت. كمدی سیاه كن كیسی به نام "پرواز بر فراز آشیانه فاخته" One Flew Over the Cuckoo’s Nest (۱۹۶۲)، رمانی درباره زندگی در یك بیمارستان روانی كه در آن پاسداران تیمارستان از بیماران آشفته ترند، و اثر خیالی و عالی ریچارد براتیگن Richard Brautigan (۱۹۶۷) به نام "صید ماهی غزل آلا در آمریکا" Trout Fishing in America از نوشته های عمده این دوره است. آثار كمدی و خیالی باعث پیدایش یک شیوه جدید نیمه كمدی و نیمه متافیزیكی شد که می توان نمونه های آن را در اثار بیمارگونه و درخشان توماس پینچان به نام "وی" V (۱۹۶۳)، و " گریه قطعه ۴۹"۴۹ The Crying of Lot ، " گایلز بزچران"، Giles Goat Boy اثر جان بارث (۱۹۶۶) ، داستان های كوتاه، عجیب وغریب دونالد بارتلم Donald Barthelme كه اولین مجموعه او "برگرد، دكتر كالیگاری" Come Back, Dr. Caligari در ۱۹۶۴ منتشر شد مشاهده كرد.

 

 در یك جهت دیگر یعنی درام نویسی، ادوارد آلبی یك رشته آثار روان شناسانه غیر متعارف بوجود آورد : "چه كسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟"Who is Afraid of Virginia Woolf? (۱۹۶۲) "یك تعادل ظریف" A Delicate Balance (۱۹۶۶) و "منظره دریایی" Seascape (۱۹۷۵) كه منعكس كننده كندوكاو درونی خود نویسنده و برخورد به ظاهر متناقض وی [ با واقعیت های با زندگی بود] از جمله آثار او است.

 

در همان حال آن دهه شاهد ورود دیر هنگام یك نویسنده چهل و چندساله و با ذوق به نام واكر پرسی Walker Percy به میدان ادب بود. او كه درس پزشكی خوانده و نمونه ای از نجابت و اصالت جنوبی بود در چندین رمان از منطقه بومی خود به عنوان زمینه پر آب و رنگی استفاده كرد و ماجراهای روانشناسانه و تحریک کننده ای به معرض نمایش گذاشت.. " سینما رو" The Moviegoer (۱۹۶۲) و " آخرین نجیب زاده" The Last Gentleman (۱۹۶۶) از جمله آثار او بودند كه با تحسین فراوان روبرو شدند.

 

توماس پینچان Thomas pynchon (- ۱۹۳۷)

 

توماس پینچان كه نویسنده ای مرموز و سخت گریزان از هیاهو و تبلیغات است در نیویورك به دنیا آمد و در سال ۱۹۵۸ از دانشگاه كرنل، جایی كه احتمالأ تحت تاثیر ولادیمیر نوباكوف قرار گرفت، فارغ التحصیل شد. بی شک او با خیالبافی های مبتكرانه از ترجمه برخی خطوط و از بازی ها و رمزهایی در موضوعات خود استفاده می كند كه می تواند از نابوكوف گرفته شده باشد. لحن انعطاف پذیر پینچان می تواند بدگمانی بیمارگونه را به شعر تبدیل کند .

 

 همه داستان های پینچان ساختار یكنواختی دارند. یك توطئه عظیم که حداقل برای یكی از قهرمانان اصلی ناشناخته است. نتیجه كار این قهرمان آن است كه آشفتگی را به نظم مبدل سازد و رمز جهان را کشف كند. این رسالت كه دقیقأ كار یک هنرمند متعارف است، به خواننده نیز محول می شود. او باید پا به پای هنرمند پیش رود و به دنبال سرنخ ها و معانی باشد. این دید بیمارگونه به سراسر قاره ها و خود زمان گسترش می یابد، زیرا پینچان استعاره آشفتگی و از هم پاشیدگی را که به معنای مختل شدن تدریجی نظم کائنات است به کار می گیرد. استفاده ماهرانه از فرهنگ مردم و بویژه داستان های علمی و پلیسی - درآثار او آشکاراست.

 

یکی از اثار پینچان به نام "وی" V به طرزی آزادانه بر محور چهره ای به نام بنی پروفین Benny Profane بنا شده که شخص شكست خورده ای است. او خود را به سرگردانی های بیمورد گرفتار می کند و درگیر کارهای عجیب و غریب می شود. درنقطه مقابل او، هربرت استنسیل Herbert Stencil. قرار دارد که به دنبال یك جاسوسه مرموز به نام "وی" است ( كه متناوبأ در نقش ونوس Venus باكره Virgin و توخالی void ظاهر می شود). "شخص گریان قطعه ۴۹" ( ۱۹۶۶) The Crying of Lot ۴۹، یك اثر كوتاه است که نویسنده در آن به شرح کار یک دستگاه مخفی می پردازد كه با شبکه پستی ایالات متحده در ارتباط است. داستان "رنگین كمان جاذبه" Gravity’s Rainbow (۱۹۷۳) در طول جنگ دوم جهانی در لندن اتفاق می افتد و آن هنگامی است كه موشك ها روی شهر فرو می ریزند. این داستان مربوط به جستجوی مسخره و در عین حال سمبولیك به دنبال نازی ها و سایر چهره های مبدل است.

 

در رمان فکاهی "تاکستان" که محل وقوع آن شمال کالیفرنیا اس تو چهره های مرموزی از دستگاه فدرال برای افراد مخاطره ایجاد میکنند. در رمان میسن و دیکسون (۱۹۹۷) که در ۱۷۶۵ در بیابانی روی میدهد و دو کاشف انگلیسی در صدد ترسیم خطی هستند که شمال و جنوب آمریکا را از هم جدا می کند. در ابینجا بار دیگر پینچان شاهد اعمال غیر عادلانه قدرت است. دیکسون می پرسد: ُ آیا بازهم به هرجا که برویم همه دنیا را ترکیب یافته از ستم پیشگان و بردگان خواهیم یافت؟َ

با وجود طیف گسترده موضوعات نوآورانه درآثار پینچان ، خشونت، كمدی و شم نوآورانه ، او را به طرز بی چون و چرایی به سال های دهه ۱۹۶۰ پیوند می دهد.

 

جان بارثJohn Barth  ( - ۱۹۳۰)

 

جان بارث كه اهل مریلند است بیشتر از نفس داستان به نحوه بیان آن علاقه مند است. درحالی كه پینچان خواننده را در صحنه های دروغین و سرنخ های برگرفته از داستان های پلیسی مشغول می كند، بارث مخاطبان خود را به یک تالار سرگرم کننده كارناوال می برد. این تالار پر از آینه های تحریف کننده است که برخی از خطوط چهره ها رابی اندازه درشت و برخی دیگر را بی اندازه ریز نشان می دهند. برای بارث، نویسنده " گم شده در تفریحگاه" Lost in the Funhouse (۱۹۶۸)، مجموعه ۱۴ داستان كه دائم به مراحل نوشتن و خواندن اشاره می كنند، رئالیسم یك دشمن به شمار می رود. هدف بارث هشدار به خواننده درباره طبیعت مصنوعی خواندن و نوشتن و ممانعت از كشیده شدن او به داخل داستان، به گونه ای است كه گویی یك واقعیت باشد. برای ازهم پاشیدن توهم رئالیسم بارث به طور كامل از همه ابزارهای انعكاسی استفاده می كند تا به مخاطبان خود یادآور شود كه آنها مشغول خواندن هستند.

 

آثار اولیه بارث، مانند كارهای ساول بللو، سئوال انگیز و مربوط به هستی است و موضوعات آن در سال های فرار و سرگردانی ۱۹۵۰ روی می دهد. در " اپرای شناور" The Floating Opera (۱۹۵۶) مردی تصمیم به خودكشی می گیرد. "پایان راه" The End of the Road به یك رابطه عشقی پیچده می انجامد. آثار دهه ۱۹۶۰ او بیشتر صورت فکاهی به خود می گیرند و از حالت رئالیستی كمتری برخوردارند. او در "عامل سات- وید" The Sot- Weed Factor (۱۹۶۰) سبك داستان های قرن هجدهم را كه قهرمانان آن از اراذل هستند به مسخره می گیرد، در حالی كه "گایلزبزچران" (۱۹۶۶) یک نوشته اقتباسی مسخره آمیز است كه در آن به جهان مانند یك دانشگاه نگریسته می شود.

"Chimera " [جانوری افسانه ای كه سر شیر و بدن ببر و دم مار دارد] داستانی را از اساطیر یونان باز می گوید (۱۹۷۲). در" نامه ها " بارث در نقش یکی از قهرمانان ظاهر می شود، درست مانند نورمن میلر در رمان "سپاهیان شب". در "مرخصی هفت سال یك بار". Sabbatical: A Romance (۱۹۸۲) بارث مایه اصلی داستان های عامه پسند پلیسی را به كار می گیرد : این داستان درباره یک زن که استاد دانشگاه است و شوهر او است. شوهر یك جاسوس بازنشسته است كه رمان نویس می شود.

رمان های بعدی وی عبارتند از "قصه های موج آب(۱۹۸۷) ، "آخرین سفر فلان دریانورد" (۱۹۹۱)، "یکی بود یکی نبود" و اپرای شناور(۱۹۹۴). این آثار به گفته خود نویسنده "مهارت شورانگیز" او را در برخورد با جهان اقیانوس وار و پرتلاطم از طریق پیرایه روشن زیان نمایان می سازند.

 

نورمن میلر Norman Mailer ( - ۱۹۲۳)

 

نورمن میلر (۱۹۲۳ -۲۰۰۷)

او خود را برجسته ترین رمان نویس سال های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ می داند. او یکی از بنیانگزاران هفته نامه ضد تشکیلات به نام The Village Voice در نیویورک است. او در این نشریه در باره خود و دیدگاه های سیاسی اش تبلیغ کرد. او با اشتهای فراوانش به تجربه، سبک منسجم و داشتن یک چهره مردمی تماشایی،خود را دنباله رو سنت همینگوی می اند. برای برخورداری از جایگاهی مساعد در جریاناتی مانند قتل پرزیدنت کندی، اعتراض به جنگ ویتنام، آزادی سیاهپوست ها، و جنبش زنان، شخصیتی باب روز، اگزیستانسیالیستی و مردانه از خود ارائه می دهد. (کیت میلت در کتاب" سیاست جنسی"، از او به عنوان نمونه شخصی متاثر از یک تعصب کور مردانه یاد می کند). میلر خستگی ناپذیر شش بار ازدواج کرد و داوطلب مقام شهرداری نیویرک نیز بود.

میلر درست نقطه ی مقابل نویسنده ای مانند جان بارت بود که موضوع برایش به قدر شیوه ی ارائه ی آن اهمیت نداشت. او برخلاف توماس پینچان که فردی انزوا طلب بود، علاقه داشت دائما ً سر زبان ها باشد و توجه همه را به سوی خود جلب کند.

میلر، رمان نویس، مقاله نویس، سیاستمدار، فعال در ادبیات ، و گهگاهی نیز هنرپیشه، و همیشه در صحنه است. میلر از تجربیات روزنامه نگاری نوین خود در کتاب "میامی و محاصره شیکاگو (۱۹۶۸)، که تحلیلی از کنوانسیون های های انتخابات ریاست جمهوریسال ۱۹۶۸ به دست می دهد و "ترانه ی جلاد" (۱۹۷۹) در باره ی اعدام یک جنایتکار محکوم شده، به نوشتن رمان های بلندپروازانه و در عین حال نارسایی مانند "شب های باستانیَ" (۱۹۸۳) که در مصر باستان اتفاق می افتد، و"ُروح هارلوت"َ (۱۹۹۱)، دست می زند. داستان اخیر بر گرد موضوعات مربوط به سیا می چرخد.

 

فیلیپ راث (۱۹۳۳-)

، فیلیپ راث نیز مانند نورمن میلر با کاوش در زندگی شخصی خود برای داستانسرایی سرو صدا و هیاهو ایجاد کرد.. در مورد راث، طرح مضامین جنسی و تحلیل طنزآمیز از زندگی یهودیان ، موجب برانگیختن توجه خوانندگان و منتقدان شده و البته انتقاد هایی را هم به او متوجه کرده است.او دراولین کتا بش موسوم به "خداحافظ کلمبوس" (۱۹۵۹)، به هجو حومه نشینان یهودی پرداخته بود. در کتاب "شکایت پورتنوی" (۱۹۶۹)، که معروف ترین کار او و اثری گستاخانه و پرفروش بود، یکی از مدیران نیویورکی با داستان های پر آب و تابی از دوران کودکی خود، اسباب سرگرمی روانکاو ساکت خود را فراهم می کند.

با این که کتاب دیگر او به نام "رمان بزرگ آمریکایی"(۱۹۷۳)، کندو کاوی در جهان بیس بال است، می توان چنین نتیجه گیری کرد که غالب رمان های راث، به طور قاطع شرح حال خود نویسنده اندد. "در زندگی من به عنوان یک مرد" (۱۹۷۴)، مردی ، تحت فشار های ناشی از طلاق، متوسل به خلق کردن همزادی برای خود می شود، نیتان زوکرمن، که داستان های او یک قطب روایت ها را تشکیل می دهند ، در حالی که قطب دیگر آن پاسخ های گوناگون خوانندگان است. این شخصیت، چهره اول یک سلسله ازداستان های راث خواهد بود. که موفق ترین آن ها احتمالا ً اولینشان، یعنی " نویسنده پشت پرده" (۱۹۷۹) است. این داستان توسط زوکرمن به عنوان نویسنده ی جوانی روایت می شود که از سوی یهودیان مسن، به خاطر دامن زدن به احساسات ضد یهودی مورد انتقاد قرار می گیرد. در رمان "عهد زوکرمن" (۱۹۸۵)، نوشتن یک رمان موجب ثروت ولی بدنامی زوکرمن شده است. در "ضد زندگی" (۱۹۸۶)، که پنجمین رمان از زنجیرۀ زوکرمن است، داستان ها با هم به رقابت می پردازند، و زندگی فرضی زوکرمن با دیگر زندگی های خیالی تقابل پیدا می کند. خاطرات راث موسوم به "واقعیت ها" (۱۹۸۸)، این سبک کار او را عمیق تر می کند؛ در این کتاب، زوکرمن به انتقاد از سبک روایتی راث می پردازد.

در کتاب "میراث: یک داستان واقعی" (۱۹۹۱)، راث در مرز میان واقعیت و تخیل در نوسان است؛ این کتاب حاوی خاطرات او در هنگام مرگ پدر است. آخرین آثار او عبارتند از پاستورال آمریکایی (۱۹۹۷)، که در آن افراط گرایی سال های ۱۹۶۰ دختری، پدرش را جریحه دار می سازد ، و "ننگ بشری" (۲۰۰۰)، در باره ی استادی است که زندگی حرفه ای اش در اثر یک سوءتفاهم برخاسته از زبان تباه می شود.

راث تحلیل گری باریک بین در نفاط ضعف و قوت یهودیان است. شخصیت سازی های او بسیار متنوع هستند؛ شخصیت های اصلی او پیچیده، فرد گرا و عمیقا ً انسان اند. رمان های اتوبیوگرافیک راث که در باره یک نویسنده ، ما را به یاد سلسله داستان های "آپدایک" در به نام "بچ" می اندازد و در واقع راث رامعمولا ً با "آپدایک" مورد مقایسه قرار می دهند. "آپدایک" به خاطر مهارت خود در سبک آفرینی و صراحتش عمیقا ً مورد ستایش و تحسین راث بوده است.

علیرغم طنز و زیرکی که در آثار راث مشاهده می شود، برخی از خوانندگان کار او را متاثر ازجنبه های خودبینانه ارزیابی می کنند. با این حال، فعالیت جدی و قاطع او در زمینه ی رمان نویسی،و پیشینه پنجاه ساله راث جایگاهی در میان بهترین رمان نویسان آمریکا برای او تدارک دیده است.

 

نویسندگان جنوبی

آثار نویسندگان جنوبی دهه ی ۱۹۶۰، مانند خود منطقه که وسیعا ً کشاورزی بود، وابستگی زیادی با ارزش های سنتی و ریشه در دیدگاهی رئالیتسی و اخلاقی، اگر نخواهیم بگوییم مذهبی و متعلق به همان دوره داشت. مضامینی که در این ادبیات تکرار می شوند، شامل موضوعاتی چون خانواده، خانه خانوادگی، تاریخ، زمین، مذهب ، احساس گناه، هویت، مرگ و جستجوی رستگاری در زندگی هستند. بسیاری از نویسندگان جنوبی در سال های ۱۹۶۰، مانند ویلیام فالکنر و توماس وولف (نگاهی به سوی خانه ، فرشته، ۱۹۲۹)، که الهام بخش "رنسانس جنوب" در ادبیات بودند،فرهیختگان و سبک آفرینان ماهری بودند که حرمت نوشته هارا به عنوان رشته پیوند آن ها با سننی که ریشه در دنیای کلاسیک داشت، حفظ می کردند.

خیلی از آن ها معلمان با نفوذی بودند. کارولین گوردون[1](۱۸۹۵-۱۹۸۱)، که در کنتاکی متولد شده بود، و بعد همسر آلن تیت شد، استادی مورد احترام در نویسندگی بود.محل وقوع داستان های او در کنتاکی است. ترومن کاپوتی در نیواورلینز متولد شده بود و سال های نوجوانی خود را در شهر های کوچک لوییزیانا و آلاباما به سر برد که محل وقوع بسیاری از آثارخوش ساخت و گوتیک متقدم او هستند.

ارنست گینز[2] (۱۹۳۳-)، استاد نویسندگی آفریقایی-آمریکایی هم در نیواورلینز متولد شده است او مناطق روستایی سیاهپوست نشین لوییزیانا را به عنوان محل وقوع بسیاری از آثار متفکرانه ی خود انتخاب کرد ه است. معروف ترین کتاب او، اتوبیوگرافی خانم جین پیت من (۱۹۷۱) است که تمام دوره اواخر جنگ داخلی در سال ۱۸۶۵ را تا سال ۱۹۶۰ در بر می گیرد. او در گیر مسائلی انسانی بود که از رنگ پوست فراتر می رفت. این نویسنده به خوبی با مشکلات نژادی کنار آمده است.

 

رینولدز پرایس (۱۹۳۳-)، که مدتی طولانی در دانشگاه دوک مشغول تدریس بود، در کارولینای شمالی متولد شده است. این ایالت صحنه ی وقوع بسیار از کار های او مانند اثر "یک زندکی طولانی و سرشار از خوشبختی" (۱۹۶۱) است. او نیز مثل ویلیام فالکنر و رابرت پن وارن، در مورد خانواده هایی می نویسد که با هم خویشی دارند و با ریشه های بسیار نزدیک اند و در دادن کیفر برای اشتباهاتشان مصمم هستند. سبک شاعرانه و اندیشمندانه او تداعی کننده ی سنت ادبی قدیم نواحی جنوب است. او که به دلیل بیماری سرطان، بخشی از بدنش فلج شده بود، در کتاب "وعده آرامش" (۱۹۹۵) از همدردی پدری با پسرش که مبتلا به ایدز است سخن می گوید و درد جسمانی انسان را بازگو می کند. او در کتاب بسیار تحسین شده به ُنام کیت ویدن"(۱۹۸۶)، توانایی خود را برای مطرح ساختن زندگی یک زن آشکار می کند..

 

واکر پرسی[3](۱۹۱۶-۱۹۹۰)، ساکن لوییزیانا، به عنوان عضوی از جامعه ی اشرافیت جنوب بزرگ شد. کتاب های خواندنی او که عناصر زیادی را مانند فکاهه، تغزل، اخلاق و هجو، به نمایش می گذارند، نشان دهنده ی آگاهی او از طبقات اجتماعیاست و گرویدن او رابه مذهب کاتولیک اآشکار می کنند. بهترین اثر او، اولین کارش به "نام سینمارو" (۱۹۶۱) است. این داستان که قصه یک واسطه جوان، دوست داشتنی اما بی هدف معاملات بورس را باز می گوید، نمایانگر تأثیر فلسفه ی اصالت وجودی (اگزیستانسیالیسم) فرانسه در محیط سرشاز از رونق اقتصادی ولی زمخت جنوب است که بعد از جنگ دوم جهانی شکوفا شد..

 

 سال های دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ : تثبیت

 

 در سال های میانی دهه ۱۹۷۰، دوران تثبیت فرا رسید. جنگ ویتنام پایان یافته بود. مدت كوتاهی پس از آن ایالات متحده جمهوری خلق چین را به رسمیت شناخت و دویستمین سال استقلال خود را جشن گرفت. بزودی سال های دهه ۱۹۸۰ فرارسیدند. در این سالها افراد به صورتی فزاینده به پرداختن به مسائل شخصی خود تمایل یافتند تا به موضوعات بزرگتر اجتماعی.

 

در ادبیات، جریانهای قدیمی به جا ماندند اما نیرویی که درپشت سر تجربیات خالص وجود داشت تحلیل رفت. رمان نویسان جدید از قبیل جان گاردنر John Gardner، جان ایروینگ John Irving (جهان از قول گارپ،۱۹۷۸، The World According to Garp) پل ثرو Paul Theroux ("ساحل پشه" The Mosquito Coast ۱۹۸۲)، ویلیام كندی ("چوب سخت" Ironweed " ،۱۹۸۳) و آلیس والكر A۱ice Walker ("رنگ ارغوانی" The Color Purple ۱۹۸۲) بارومان هایی درخشان از نظر سبك ظهور كردند تا ماجراهای های قابل نمایش و تكان دهنده انسان را به تصویر بكشند. توجه به صحنه، چهره ها و موضوعات مربوط به رئالیسم همراه با علاقه مجدد به تاریخ چنان، که در کارهای ئی ال دوکترو E.L. Doctrow نمایان گشت، احیا شد.

 

 رئالیسم كه توسط نویسندگان تجربی در دهه ۱۹۶۰ ترك شده بود به تدریج بازگشت. همچنین بود ساختارهای جسورانه، مانند رمانی در داخل یك رمان دیگر "روشنایی اكتبر" October Light (۱۹۷۶) اثر جان گاردنر یا به کار گرفتن لهجه سیاه پوستان آمریكا مانند "رنگ ارغوانی" نوشته آلیس واكر. چنین بود که شكوفایی ادبیات اقلیت ها آغاز شد. نمایش نامه نویسی بیشتراز رئالیسم به سوی شیوه های سینمایی و پر تحرك متوجه شد. گرچه درهمان زمان " دهه خودم" Me Decade در آثار گستاخانه و جدید نویسندگان باذوقی از قبیل جی مك اینرنیMcInerny Jay (نورهای درخشان، شهر بزرگ Bright Lights, Big City ۱۹۸۴) برت ایستون الیس Bret Easton Ellis (كمتر از صفر Less Than Zero ۱۹۸۵) و تاما جا نویتز Tama Janowitz ( بردگان نیویورك Slaves of New Yark ۱۹۸۶) انعكاس یافت.

 

ی. ل. دکترو (۱۹۳۱-)

رمان های او نمایانگر تحول از سبک داستان سرایی معروف به "متافیکشن" Meta Fiction (در فرا سوی داستان) به سمت حساسیتی انسانی تر است. رمان او، "کتاب دانیال" (۱۹۷۱) که با ستاش منقدان مواجه شد به بهای گزافی که "جنگ سرد" در بر داشته پرداخت اس.، این رمان بر مبنای اعدام جولیوس و اتل روزنبرگ به اتهام جاسوسی و از زبان پسر س.گوار آنها نوشته شده است. کتاب رابرت کوور، تحت عنوان "سوزاندن در برابر جمع" نیزحول همین موضوع دور می زند، اما کتاب دکترو گرما و شور بیشتری به خواننده منتقل می کند.

"رگتایم" (۱۹۷۵)، شهر فرنگی رنگارنگ از آمریکاست که از سال ۱۹۰۶ آغاز می شود. به شیوه ای که جان دوس پاسوس ده ها سال قبل در رمان سه قسمتی خود آورده بود، دکترو شخصیت های تخیلی را با شخصیت های واقعی در هم می آمیزد تا به هوای آن دوران بهتر تجسم بخشد. این تاریخ داستان گونۀ آمریکابا کتاب "دریاچه مرغ غواص" (۱۹۷۹)، که زمان وقوع آن در دهه ۱۹۳۰ است، دنبال می شود؛ این کتاب، داستان سرمایه دار سنگدلی است که با چیرگی برمردم آرمان خواه زندگی آنان را تباه می کند.

کتاب های بعدی او عبارتند از ، "نمایشگاه جهانی" (۱۹۸۵)، در باره یک پسربچه ی هشت ساله که در سال های بحران اقتصادی رشد می کند و این در واقعسسرگذشت خود اوست؛" بیلی بتگیت" (۱۹۸۹) که داستان داچ شولتز، یک گانگستر واقعی در نیویورک را باز می گوید؛ و "فواره"ا (۱۹۹۴) که در نیویورک و در سال های دهه ی ۱۸۷۰ اتفاق می افتد. "شهر خدا" (۲۰۰۰)-این عنوان که به سنت اگوستین اشاره دارد- در باره نیویورک است. وجدان آگاه یک کشیش مسیحی ، فقر عمومی شهر، جرم و جنایات، و تنهایی مردمانی که در آنجا زندگی می کنند، با زندکی خود در هم می آمیزد. در این کتاب به اعتقاد راسخ دکترو مبنی بر این که نوشتن، - نوعی از مشاهده - یکی از اشکال بقاء انسانی است اشاره می کند.

شیوه های مورد استفاده ی دکترو گونه گونه اند. غنای سبک این تکنیک ها و نوآوری هایی که در فرم دارند، آثار او را به آثار نویسندگان فرا تر از تخیل چون توماس پینچان و جان بارت نزدیک می کند، ریشه رمان های او همچنان در واقعگرایی و تاریخ باقی می مانند. استفاده ی او از شخصیت ها و رویداد های واقعی، کار او را با روزنامه نگاری نو در سال های ۱۹۶۰ و آثار نورمن میلر، ترومن کاپوتی، و تام وولف پیوند می دهند، و خاطرات تخیلی او، مانند آن چه در نمایشگاه جهانی می خوانیم، به آثار مکسین هانگ کینگستون و شکوفایی خاطرات نویسی در دهه ی ۱۹۹۰ نظر دارد.

 

ویلیان استایرون[4]  (۱۹۲۵-۲۰۰۶)

 

ویلیام استایون از ناحیۀ از زمان تاید واتر در ویرجینیا، که از اهالی جنوب بود رمان هایی بلند پروازانه ای نوشت که در آنها شخصیت ها در مکان ها و زمان هایی قرار داده می شدند که گویی می خواهد انسانیت آن ها را بسنجد. از کار های متقدم او می توان از در" تاریکی دراز بکش" (۱۹۵۱) نام برد که با خودکشی یک زن زیبای جنوبی آغاز می شود- اوخود را از آسمان خراشی در نیویورک به زیر می افکند- و در زمان به عقب برمی گردد تا به کشف انگیزه ی این اقدام هولناک برسد.

او برخورد هایی فالکنرمآبانه دارد ، مانند مضامین گوتیک و تیره ی جنوبی، بازگشت به گذشته، و تک گویی هایی برخاسته از جریان سیال ذهن که موجب شهرت او و ربودن جایزه ی پولیتزر برای اعترافات "نات ترنر" (۱۹۶۷) شد. این رمان ، وحشیانه ترین شورش های بردگان را در تاریخ آمریکا به تصویر می کشد، و آن را از زبان رهبر شورشیان حکایت می کند. این کتاب در اوج جنبش سیاهپوستان انتشار یافت، و علیرغم حمایت عده ای معدود، موجب شد که او به باد انتقاد های شدیدی گرفته شود.

در انتخاب سوفی (۱۹۷۹)، او به اعمال تک تک افراد ، و بی توجه به پس زمینه ی بی عدالتی نژادی علاقه نشان می دهد. این شاهکاری دیگر است در مورد زوال یک زن دوست داشتنی،_موضوعی که ادگار آلن پو، این روح حاکم بر کار نویسندگان جنوبی، [اگر زنده بود] آن را از هرچیز دیگر تکان دهنده تر می یافت.. در این رمان، یک زن زیبای لهستانی که از آوشویتس جان سالم به در برده، با به یاد اوردن خاطرات آن جا احساس شکست خوردگی می کند، و این در زمانی است که باید تصمیم بگیرد کدامیک از فرزندانش باید زنده بمانند و کدامیک باید بمیرند. در این کتاب میان نژاد پرستی در جنوب و قتل عام یهودیان مقایسه هایی صورت می گیرد.

ا ً استایرون، در اواخز کار خود مانند بسیاری از دیگر نویسندگان، به گونه خاطرات خاطرات باز گشته است. کتاب تاریکی قابل رؤیت: خاطرات جنون (۱۹۹۰)، که گزارش کوتاهی از افسردگی اوست که کم مانده بود به خودکشی منجر شود، تداعی کندۀ احساس نهفته ی وحشتناکی است که شخصیت های او هم به همان محکومند. در حکایات تخیلی "صبح تایدواتر" (۱۹۹۳)، ضمیر خود آگاه نویسنده که در کرانه های گرم ویرجینیا بزرگ شده بازتاب می یابد.

 

جان گاردنر John Gardner (۱۹۳۳-۱۹۸۲)

 

جان گاردنر كه از یك خانواده كشاورز ایالت نیویورك برخاسته بود، مهمترین سخنگوی ارزش های اخلاقی در ادبیات تا زمان مرگ خود بود. او در یك تصادف موتورسیكلت درگذشت. گاردنر استاد زبان و متخصص انگلیسی قرون وسطی بود. محبوب ترین رومان او "گرندل" Grendel (۱۹۷۱) بیان دوباره ای از حماسه نوشته شده به انگلیسی قدیمی به نام بیوولف Beowulf از دیدگاه اگزیستانسیالیستی آن هیولاست. این رمان كوتاه، زنده و اغلب مضحك، یك بحث دقیق و نافذ بر ضد اگزیستانسیالیسم است كه قهرمان داستان را از ناامیدی و بدگمانی مخرب می آکند.

 

گاردنر، این رمان نویس پركار و محبوب، دارای یك شیوۀ رئالیستی بود. با این همه، شیوه های ابتكاری از قبیل فلاش بك ( بازگشت به رویدا های گذشته) داستان در داخل داستان، تعریف دوباره افسانه ها و مقابله داستان ها را نیز به كار می گرفت تا حقیقت موقعیت انسانی را نمایان سازد. قدرت او در توصیف شخصیت ها ( بخصوص در چهره پردازی توام با احساس همدردی با مردم عادی) و سبك رنگین اوست. كارهای عمده او شامل " رستاخیز" The Resurrection (۱۹۶۶)، "گفتگو های آفتاب"The Sunlight Dialogues (۱۹۷۲)، " كوه نیكل" Nickel Mountain "روشنایی اكتبر" October Light (۱۹۷۶) و شبح مایكلسون" Mickelson Ghosts (۱۹۸۲) است.

 

الگوی های داستانی گاردنر بر نیروهای شفا بخش پیروی، وظیفه و تعهدات خانوادگی تکیه می كند و در این مفهوم، گاردنر نویسنده ای عمیقأ سنتی و محافظه كار بود. او تلاش می كرد تا نشان دهد برخی از ارزش ها و اقدامات منجر به زندگی های پرثمری می شود. كتاب او "درباره داستان اخلاقی" On Moral Fiction (۱۹۷۸) مدافع رمان هایی است كه حاوی ارزش های اخلاقی باشند تا آنكه با خلاقیت های تكنیكی چشم را خیره كنند. این كتاب خشم فراوانی را برانگیخت و دلیل عمده آن این بود كه گاردنر نویسندگان زنده را به علت قصور در انعكاس مسائل اخلاقی با صراحت مورد انتقاد قرار داده بود. گاردنر از داستان سرایی گرم، انسانی ونهایتا واقع گرایانه تری که از نطر اجتماعی نیز متعهد باشد، نظیر کارهای جویس کارول اوتس و تونی موریسون دفاع می کرد.

 

تونی موریسون Toni Morrison ( -۱۹۳۱)

 

رمان نویس سیاه پوست، تونی موریسون در اوهایو در یك خانواده اهل معنویت به دنیا آمد. او به دانشگاه هاوارد در واشینگتن دی سی رفت و به عنوان ویراستار ارشد در یك موسسه مطبوعاتی مهم و نیز به عنوان یك استاد ممتاز دانشگاه های مختلف كار كرد. داستان پردازی غنی موریسون برای او احترام بین المللی كسب كرده است. او در رومان های گیرا و سر زنده خود به شیوه ای جهانی به تشریح هویت پیچیده سیاه پوستان می پردازد. در اثر اولیه خود "آبی ترین چشم" The Bluest Eye (۱۹۷۰) یك دختر جوان و با اراده سیاه پوست، داستان پیكولابریدلاو Pecola Breedlove را بازگو می كند كه از دست یك پدر بد زبان و متجاوز جان سالم به در می برد. پیكولا بر این باور است كه چشمان سیاه او با سحر و جادو آبی شده و همین ویژگی او را را دوست داشتنی می كند. موریسون گفته است كه خود را به عنوان نویسنده از طریق این رمان خلق كرده است. "من پیكولا بودم. كلادیا بودم . همه كس بودم"

 

"سولا" Sula (۱۹۷۳) بیان كننده دوستی عجیب دو زن است. موریسون زنان سیاه پوست را به عنوان شخصیت هایی یگانه و كاملأ فردی ترسیم می كند تا گروهی یك دست و همانند. "آواز سلیمان"Song of Solomon اثر موریسون چندین جایزه برده است. این کتاب داستان یك مرد سیاهپوست به نام میلكمن دد Milkman Dead و رابطه پیچیده او با خانواده و اجتماع است. در " کودک خشمگین" Tar Baby(۱۹۸۱) موریسون به روابط تلخ زنی می پردازد كه ترجیح می دهد فرزندانش را به قتل برساند تا اجازه دهد در بردگی زندگی كنند. این اثر شیوه های رؤیا گونه رئالیسم جادویی را در ترسیم یك چهره اسرار آمیز به نام "بیلاود" به كار می برد. اوباز می گردد تا با مادری كه گلوی او را بریده زندگی كند.

 

بنا به گفته موریسون، كارهای او درعین این که آثار تمام عیار هنری هستند از معانی سیاسی نیز می سرشارند. او می گوید: "علاقه ندارم خود را بیش از حد دربعضی از فعالیت های خصوصی تخیلی درگیرسازم .... آری اثر باید سیاسی باشد" موریسون در سال ۱۹۹۳ جایزه ادبی نوبل را ربود.

 

آلیس واكر Alice Walker ( - ۱۹۴۴)

 

آلیس واكر یک افریقایی-آمریکایی و فرزند خانواده ای از جورجیا است که بر روی یک مزرعه مشاركتی کار می کرد.. او از دانشگاه سارا لارنس فارغ التحصیل شده است. یکی از معلمان او در آنجا موریل راكیزر Muriel Rukeyser بود که از نظر سیاسی فرد متعهدی به شمار می رفت. کسانی دیگری که بر كار های او تاثیر گذاشتند، فلانری اوكانر و زورا نیل هرستون بودند.

 

واكر كه نویسنده ای است به قول خود "زن گرا" womanistاز مدت ها قبل به جنبش تساوی حقوق زنان وابسته و معرف وجود سیاهان از دیدگاه یك زن بوده است. او هم مانند تونی موریسون،

جامائیكا كین كید Jamaica Kincaid، تونی كید بامبارا Toni Cade Bambara و سایر رمان نویسان موفق سیاهپوست، از رئالیسم متعالی و تغزلی برای پرداختن به رویاها و نارسایی های افراد عادی و در خور اعتماد استفاده می كند. تاكید آثار او بر طلب منزلت برای زندگی آدمی است. او دارای سبكی دلنشین است و بویژه در رمان خود "رنگ ارغوانی" كه به لهجه محلی نوشته شده بدنبال آموزش دیگران است. این داستان مجموعه ای از نامه ها است. کار او در این مورد شبیه به رمان نویس سیاه پوست ایشماعیل رید Ishmael Reed است كه درطنزهای خود مسائل اجتماعی و گرفتاری های نژادی را بر ملا می سازد.

 

"رنگ ارغوانی" واكر داستان عشق بین دو خواهر سیاهپوست فقیر است، عشقی كه با وجود سال ها جدایی همچنان پا برجاست و در همان حال بازگو كننده ماجرایی است كه چگونه در همان زمان یک خواهر خجول، زشت و بیسواد از طریق حمایت های یك دوست مونث نیروهای درونی خود را كشف می كند. در این کتاب موضوع حمایت زنان از یكدیگر اتوبیوگرافی مایا آنجلو Maya Angeloo را به نام "من می دانم چرا پرندۀ زندانی می خواند" Know Whythe Caged Bird Sings (۱۹۷۰) یادآوری می کند. این اثر ستایشگر رابطه مادر و دختر است. " رنگ ارغوانی" همچنین مانند برخی از كارهای نویسندگان فمینیستی از قبیل آدرین ریچ Adrienne Rich " مردان را اصولأ بی خبر از نیازها و واقعیات وجودی زنان ترسیم می كند.

شکوفایی آثار داستانی چند قومی

نوسیندگان امریکایی یهودی مانند ساول بلو، برناردمالامور، آیزاک باشویس سینگر، ارتور میلر، فیلیپ راث و نورمن میلر، بعد از نویسندگان هوادار لغو برده داری و نویسنگان آفریقایی تبار در قرن نوزدهم که داستان بردگان را به رشته تحریر کشیدند، نخستین کسانی بودند که در باره تعصبات قومی و رنج و مصیبت غیرخودی ها نوشتند. آنها به کاوش راه های تازه ای برای آگاهی بخشیدن در بارۀ پدیده ای که درعین آمریکایی بودن به هنگ های پایین دست تعلق داشت، دست زددند. آنان با این کار زمینه را برای شکوفایی نوشته های چندقومی که در دهه های بعد روی داد آماده ساختند.

 

پایان دهه ۱۹۸۰ و آغاز دهه ۱۹۹۰ شاهد تبدیل نوشته های اقلیت ها به یك بخش ثابت از چشم انداز ادبیات آمریكا بود. این موضوع در مورد نمایشنامه نویسی و نثر نبز صدق می كند. آگست ویلسون ، نویسنده فقید (۲۰۰۵-۱۹۵۴) سلسله نمایشنامه های ستیاش انگیز خود را درباره تجربه سیاهپوستان در قرن بیستم در کنار کارهای آلیس واکر، جان ادگار وایدمن و تونی موریسون نوشت.پژوهشگرانی نظیر لارنس لوین (گشودن فکر آمریکایی: رسوم، فرهنگ و تاریخ، ۱۹۶۶ و روانالد تکی (آیینه ای متفاوت:تاریخ آمریکای چند فرهنگه، ۱۹۹۳) بستر بسیار گرانبهایی برای درک ادبیات چند فرهنگی و معنای آن فراهم ساختند.

 

آسیایی – آمریكایی ها نیز در صحنه ادبیات آمریکا جای خود را گشوده اند. مكسین هونگ كینگرتون Maxine Hong Kingston ("زن جنگجو" The Woman Warrior۱۹۷۶) کسی بود که جایگاهی برای هم تباران آسیایی – آمریكایی خود از جمله امی تان Amy Tan (۱۹۵۲) فراهم كرد. رویدادهای رومان های درخشان این نویسنده درباره زندگی چینی ها در آمریكای بعد از جنگ جهانی ("باشگاه شادی و بخت" The Joy Luck Club۱۹۸۹ و "همسر خدای آشپزخانه" The Kitchen God ,s Wife۱۹۹۱) خوانندگان را شیفته خود ساختند. دیوید هنری هوانگ، كه از یك پدر و مادر مهاجر چینی در كالیفرنیا به دنیا آمده، جای آثار خود را در کار نمایشنامه نویسی با نمایشنامه هایی از قبیل "اف او بی"F.O.B. (۱۹۸۱) و مادام باترفلای Butterfly M (۱۹۸۶) در ادبیات نمایشی گشود.

 

 یك گروه نسبتأ جدید در افق ادبی آمریكا ظهورکرد که از نویسندگانی تشکیل می شد كه تبارشان از آمریكای مركزی و جنوبی بود. از آن جمله باید از رمان نویس برنده جایزه پولنیزر، اسكار هیخوئلیس Oscar Hijuelis نام برد. او که متولد كوبا است، " سلاطین مامبو آهنگ های عاشقانه می نوازند" The Mambo Kings Play Songs of Love (۱۹۸۹) رانوشته است. از دیگر این نویسندگان ساندرا سیسنه روس" Sandra Cisneros خالق داستان های كوتاه (زنان به یونانی فریاد می کشند و بقیه داستان ها ۱۹۹۱) و رودلفوآنایا Rudolfo Anaya نویسندۀ " به من بركت بخش، اولتیما" Bless Me, Ultima (۱۹۷۲) است كه ۳۰۰،۰۰۰ نسخه از آن بویژه در غرب ایالات متحده بفروش رسید.

 

داستان نویسنان بومی آمریکا نیز شکوفا شدند. بحث غالب در کار این دسته از نویسندگان از دست دادن زندگی سنتی بر مبنای طبیعت، تلاش تنش آفرین برای تطبیق خود با زندگی امروزین و مبارزه با فقر، بیکاری، و اعتیاد به الکل است. اسکات مومدی[5] در کتاب خود موسوم به "خانه ای ساخته از سپیده دم" (۱۹۶۸) که برنده ی جایزه ی پولیتزر شد و نیز دراثر دیگر خود به نام "راهی به سوی کوهستان بارانی" (۱۹۶۹)، اززیبایی آمیخته به نومیدی زندگی نزد سرخ پوستان "یووا" سخن می گوید. لسلی مارمون سیلکو، از تبار مخلوط "پوئبلو"، داستان "مراسم" (۱۹۷۷) را نوشت که واکنش آحترام آمیزی از سوی منقدان برانگیخت و خوانندگان زیادی نیز از آن استقبال کردند. کارهای او نیز همانند اثر مومدی "داستانی آمیخته با سرود" است بر پایه آیین های رایج در میان بومیان آمریکا برای دستیابی به شفا .

 

جیمز ولش داستان نویس ((۱۹۴۰-۲۰۰۳ در رمان های ظریفانه و تقریبا بی نقص خود مانند "زمستان در خون" (۱۹۷۴)، "مرگ جیم لونی" (۱۹۷۹)، "خروش ابلهان" (۱۹۸۶)، و "وکیل سرخپوست" (۱۹۹۰) با تفصیل به شرح رنج بومیان آمریکا پرداخت. لوییز اردریچ، که از یک طرف به چیپوا ها نسب می برد، با نوشتن یک رشته رمان های بسیار قوی که با "داروی عشق" (۱۹۸۴) آغاز می شوند زندگی آشفته و توام باریاضت خانواده های سرخ پوست را محدوه های حفاظت ترسیم می کند.

 

نمایشنامه نویسی آمریکایی

بعد از جنگ جهانی اول ، نمایش های که در برادوی به روی صحنه می رفتند، به شکل فزاینده ای از آثار موزیکال عامه پسند و پول ساز تشکیل می شدند. تئاتر جدی را در تماشاخانه هایی ارزان ترکه به خارج از برادوی یا حتی بیرون از شهر نیویورک عقب نینی کرده بودند می شد یافت.

 

این وضع بعد از جنگ جهانی اول تکرار شد و کار نمایش نامه نویسی در دهه ۱۹۵۰ و تحت تاثیر محدودیت های ناشی از جنگ سرد "مک کارتیسم" به حالت رکود گرفتار شد. نیرو وتوانی که در سالهای بعدی پدید آمد جان دوباره ای به تئاتر داد. جنبشی که در نقاط کاملا خارج از محدوده برادوی شکل گرفته بود توانست آثار جایگزینی در برابر نمایشنامه های عامه پسند ارائه کند.

 

بسیاری از نمایشنامه نویسان بعد از ۱۹۶۰، آثار خود را در محافل کوچک به نمایش گذاشتند. آنها با رها یی از نیاز به درآمد های زیاد برای پرداخت اجاره سالن های بزرگ، در همان اوان از ً اگزیستانسیالیسم اروپایی و تئاتر معروف به "پوچی" که سردمداران آن در اروپا کسانی چون ساموئل بکت، ژان ژنه، و اوژن یونسکو ، و نیز هارولد پینتر[6] الهام گرفتند. بهترین نمایشنامه نویسان، به نوآوری و حتی سوررئالیسم روی آوردند و در آثارشان تئاتر رئالیستی و قرار داد های اجتماعی سطحی را مورد انتقاد قرار دادند.

 

ادوارد آلبی[7] (۱۹۲۸-)

با نفوذ ترین نمایشنامه نویس اوایل دهه ی ۱۹۶۰ ادوارد آلبی بود. او در خانواده ای مرفه که صاحب تئاتر های واریته بود و در حلقه دوستانش هنرپیشگان نیز بودند به فرزندی قبول شد .آلبی یکی از نویسندگانی بود که مکاتب تئاتری اروپا را در آمریکا گسترش داد. او با امید به تولید آثاری نظیر تئاتر پوچی، موجبات ورود تئاتر آن زمان اروپا را به صحته نمایش در آمریکا فراهم ساخت. او در نمایشنامه "رؤیای آمریکایی" (۱۹۶۰)، چهره هایی از مامی و ددی و مادر بزرگ ترسیم می کند که با حرف هایی پیش پا افتاده و بی ارزش خود، کاریکاتوری از یک خانواده کلیشه ای و فاقد محبت هستند.

 

نمایشنامه های آلبی نظیر" چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد" (۱۹۶۲) از فقدان هویت و پیکار قدرت برای پرکردن خلأ سرشارند. در این درام بحث انگیز، که فیلمی هم براساس آن با بازیگری ایزابت تیلور و ریچارد برتون ساخته شد، زوجی محروم از سعادت زناشویی، مشترکا در این خیال پردازی به سر می برند که فرزندی دارند و زندگی شآن دارای معنایی است،سرانجام مشتشان به شیوه ای بی پرده به عنوان افرادی بی حقیقت باز می شود.

 

آلبی در طول چند دهه به تولید آثار برجسته ای مانند "آلیس ریزه" (۱۹۶۴)،"یک تعادل ظریف" (۱۹۶۶)، "چشم انداز دریایی" (۱۹۷۵)، "بازی زناشویی" (۱۹۸۷) و "سه زن بلند قد" (۱۹۹۱)که قهرمان اصلی ، یعنی مادر خوانده ی آلبی را در سه مرحله از زندگی خود تداعی می کند خلق گرده است.

 

امیری باراکا (۱۹۳۴-)

امیری باراکا شاعری است که به خاطراشعار محاوره گونه، پیوند نزدیکش با بدیهه سرایی در جاز و روی آوردنش در دهه ی ۱۹۶۰، به تئاتر شهرت یافته است. باراکا که همیشه در پی یافتن خود بوده، در جستجوی تعریف هویت خویش به عنوان یک سیاهپوست چند بار نامش را تغییر داده است. او در نخستین سال ها راه های گوناگونی را در زندگی آزمود، از دانشگاه هاوارد اخراج و به اتهام تمایلات کمونیستی با بی آبرویی از نیروی هوایی طرد شد. در این سال ها بود که استعداد واقعییش در کار نویسندگی آشکار گردید.

 

در سال های دهه ی ۱۹۶۰، در دهکده ی گرینویچ، در نیویورک زندگی می کرد و در این دوره با بسیاری از هنرمندان و نویسندگان از قبیل فرانک اوهارا و آلن گینزبرگ آشنایی داشت.

 

در سال ۱۹۶۵، رپرتوار هنر های سیاهپوستان در هارلم، بخش سیاهپوست نشین نیویورک، را تأسیس کرد. و در نمایشنامه های اضطراب آوری مانند هلندی (۱۹۶۴)، دیدگاه ملی گرایانه سیاهپوستان را در برابر نژادپرستی به معرض نمایش گذاشت که در آن دختر سفید پوستی، بعد از ایجاد رابطه با مرد سیاهپوست جوانی او را در قطار زیرزمینی نیویورک به قتل می رساند. نیمه اول این نمایشنامه به شیوه رئالیستی نگاشته شده و سرشار از گفت و شنود های سرزنده و توصیف های ظریفانه است. اما در پایان سوءتفاهمات نژادی و قربانی شدن شخصیت اول ، موجب می شود که این ملودرام به یک درام واقعی تبدیل شود.

سام شپرد[8] (۱۹۴۳-)

او هم نمایشنامه نویس است و هم بازیگر. پدرش که در جنگ دوم جهانی خلبان بود همراه با خانواده در پایگاه های ارتش زندگی می کرد و سام هم در کودکی با خانواده اش از پایگاهی به پایگاه دیگر منتقل می شد. سال های نوجوانی را در مزرعه ای در شرق لوس آنجلس سپری کرد. در دبیرستان جذب آثار شعرای "ضرب آهنگ" شد و طبل زدن را آموخت و در یک گروه جاز به نوازندگی مشغول شد. اولین کار او در زمینه ی نمایشنامه نویسی موسوم به "گاوچرانان و باغ سنگی" ، در سال ۱۹۶۴ تولید شد که مقدمه ای بر آثار دوران پختگی اش به شمار می روند وبر محور موضوعاتی چون گاوچرانان ، درون مایه های وسترن و رقابت های مردانه می گردد.

 

از حدود ۵۰ اثری که برای تئاتر و سینما نوست، سه کار تئاتری اواز همه موفق تر بوده که با هم در ارتباط نیز قرار دارند و بن مایه های خشونت، عشق و خانواده در آن ها مشترک است. این سه اثر عبارتند از: "نفرین طبقه گرسنه" (۱۹۷۶)، "فرزند دفن شده" (۱۹۷۸)، و "غرب حقیقی" (۱۹۸۰). در نمایشنامه اخیر، دو برادر میان سال، که یکی در فیلم نامه نویسی تحصیلکرده و دیگری یک دزد است، در نوشتن یک نمایشنامه ی وسترن تمام عیار برای تولید کننده ای پولدار و شهرنشین به رقابت می پردازند. هر یک از آن دو فکر می کند که به آنچه دیگری دارد، نیازمند است- موفقیت و آزادی- دوبرادر در جوی سرشار خشونت که الکل هیزم ان را تشکیل می دهد، جای خود را با یکدیگر عوض می کنند. در این نمایشنامه با نگرانی شپرد از بابت مسائلی همچون فقدان آزادی، اصالت و استقلال در سبک زندگی آمریکایی روبرو هستیم. او در آثارش موضوعاتی مانند محو شدن مرز (آدم سرگردان) نیروی تخیل آمریکایی (نویسنده) را که به وسیله رسانه ها و پول و نیرو های بازرگانی ، تجسم یافته در شخصیت تولید کننده اغوا می شود، برجسته می کند.

 

او در فرایند نوشتن آثارش، می کوشد با آزاد گذاشتن قهرمانان خود با حرکت به شیوه ای آزاد غیرقابل پیش بینی و /گاه غیر منطقی می کوشد تا به باز آفرینی یک فضای آزاد دست بزند. معروف ترین نمونه از شیوه کار او را در "غرب حقیقی می توان مشاهده کرد. در حرکتی که که می خواهد آزادی توام با هرج و مرج را برساند، نویسنده پریشان حال تعداد زیادی دستگاه نان برشته کن را می دزد. این صحنه که کاملا غیر واقعی و در عین حال به شکلی غریب در یک سطح احساساتی باور کردنی است، به عنوان صحنه ای خنده دار، وابسته به تئاتر پوچی و طنز آمیز موثر است.

 

شپرد به حای این که کار خود را با یک طرح از پیش تمهید شده آغاز کند، اجازه می دهد که قهرمانانش جهت نوشته را تعیین کنند، به همین سبب نمایشنامه های او با طراوت و شبیه به زندگیه ستند. شم سوررئالیستی و تجربه گرایی او را با ادوارد آلبی پیوند می دهد، اما قهرمانان او بیشتر با دنیای واقعی در ارتباط هستند. در این آثار بیداری جسورانه کرانه های غربی به خواننده] منتقل می شوند و اظهار نظر در باره آمریکا با سود جستن ازمناظر، نقش و نگار ها زمینه ها و محیط آن صورت می گیرد.

 

دیوید ممت[9] (۱۹۴۷-)

 

او در شیکاگوبزرگ شد ونوشته های او تحت تأثیرشیوه بازیگری استانیسلاوسکی قرار گرفت که[10] به اونشان داد ،"زبانی که ما از آن استفاده می کنیم...تعیین کننده ی طرز رفتارما است، نه عکس آن." او از زبان به مثابه یک سلاح، یک مفر و وسیله ای برای دستکاری درواقعیت استفاده می کند که همین موضوع به آثار او حساسیتی معاصر و پسا مدرن می بخشد.

 

از میان نمایشنامه های پر ضربان او به "بافالوی آمریکایی" (۱۹۷۵)، نمایشنامه ای در دو پرده با زبانی سخت خشن که در آن یک شخص معتاد به مواد مخدر، یک مغازه آت و آشغال فروشی، و یک ماجرای دزدی مطرحند ؛ و نیز به "گاو آهن را سریع ببر" (۱۹۸۷) می توان اشاره کرد. اثر تحسین شده اش موسوم به "گلن گری گلن راس" (۱۹۸۲) درباره ی واسطه های معاملات ملکی است که در۱۹۹۲، فیلمی با شرکت بزرگترین ستارگان سینما بر اساس آن ساخته شد. در این نمایشنامه، مانند غالب کار های ممت، در گیری او با برخی از مسائل فیصله نیافته جامعه ی آمریکا مطرح است. در این جا، گویی که در برابر مرگ فروشندۀ آرتور میلر قرار گرفته باشیم، با مسائلی چون کمبود شرافت انسانی و امنیت شغلی، مخصوصا ً برای کارکنان مسن تر، رقابت میان نسل های جوانتر و پیر تر در محیط های کار، سودجویی بی امان حتی به قیمت محرومیت قشر کم درآمد ترو به طور کلی با جو فاسدی که هرروز دارای ابعاد وسیع تری می شود، روبرو هستیم.

 

در اثر او به نام "اولئانا" (۱۹۹۱) موضوع تجاوز جنسی در محیط دانشگاه تشریح می شود. "پیام رمزی" (۱۹۹۴)، تصاویری از نحوۀ دید هولناک یک کودک از زندگی خانوادگی ترسیم می کند. نمایشنامه های اخیراو عبارتند از "محله قدیمی" (۱۹۹۱) و "ازدواج در بوستون" (۱۹۹۹).

 

دیوید ریب[11] (۱۹۴۰-)

 

یکی دیگر از نمایشنامه نویسان نام آور دیوید ریب، از سربازان سابق جنگ ویتنام است. او از نخستین کسانی است که خیزش های ناشی از جنگ را در آثاری مانند "تعلیمات مقدماتی پاولو هامل" (۱۹۷۱) و "چوب ها و استخوان ها" (۱۹۶۹) تشریح کرد.. کار های بعدی وی عبارتند از "یتیم" (۱۹۷۳)، بر اساس "اورستیا" اثر[نمایشنامه نویس یونانی "اخیلیوس]" در "اتاق بوم بوم" (۱۹۷۳) مربوط به تجاوز جنسی به یک رقصنده، "جارو جنجال" (۱۹۸۴)، "آنها که رودخانه نگهشان می دارد" (۱۹۹۰) که هردو با سرخوردگی های هالیوودی در ارتباطند. از میان کار های اخیر او،" نگهبان گذرگاه" (۱۹۹۴)، و "گوشه ها" (۱۹۹۸) در باره مفهوم شرافت در مافیا، در خور ذکرند.

 

آگست ویلسون (۱۹۴۵-۲۰۰۵)

نمایشنامه نویس برجسته ی آفریقایی-آمریکایی که نام اصلی او فردریک اوگوست کیتل است، پدری مهاجرو اهل آلمان داشت که علاقه ای به خانواده اش نشان نمی داد. او در فقر و تبعیضات نژادی بزرگ شد و در جوانی نام مادر افریقایی آمریکایی خود را برگزید. او تحت تأثیر جنبش هنری سیاهپوستان در سال های دهه ۱۹۶۰، تئاتر افق های سیاه را در پیتز بورگ تأسیس کرد.

 در نمایشنامه های خود به بررسی تجربه سازمان یافته سیاهپوستان طی چندین دهه می پردازد. داستان "پایین تنه مارینی" (۱۹۸۴)که در شیکاگوی سال ۱۹۲۷ اتفاق می افتد و در توصیف یک خواننده معروف سیاهپوست است. نمایشنامه او موسوم به "نرده ها" (۱۹۸۵)، در سال های ۱۹۵۰ وقوع می یابد و موضوع آن نزاع های یک پدر و پسر است و در اطراف مسائلی کاملا ً آمریکایی مانند بیس بال و رؤیای آمریکا در آن دور می زند. در اثر دیگرش " آمدن و رفتن جو ترنر" (۱۹۸۶)، وضع ساکنان یک شبانه روزی در سال ۱۹۱۱ را مورد بررسی قرار می دهد. در "درس پیانو" (۱۹۸۷) که محیط وقوع آن به دهه ی ۱۹۳۰ مربوط می شود موضوع آن بر پیانویی که به ارث به خانواده ای می رسد تمرکز دارد. وقایع "دوقطار در حال حرکت" (۱۹۹۰) ، در قهوه خانه ای در سال های ۱۹۶۰ روی می دهد و داستان "هفت گیتار" (۱۹۹۵) با سال های دهه ۱۹۴۰ ارتباط پیدا می کند.

  • واژه های مهم