روز کارگر بر خلاف دیگر روزهای تعطیل در ایالات متحده، قدردانی از فردی خاص و یا یادبود رویدادی تاریخی نیست. این روز، روزی برای رساندن صدای کارگر آمریکایی است.
موج نوآوری که در قرن نوزدهم به تولید صنعتی انجامید، باعث ظهور "طبقه کارگر" شد، یعنی کسانی که، به گفته دیگر مردمان، در استخدام افراد دیگر بودند. تا اواخر قرن هجدهم، شرایط نامساعد کار موجب بروز اختلافات اجتماعی به ویژه در شهرهایی شد که مهاجران بسیاری را در خود جای می داد.
جنبش کارگری احساسات گوناگونی را در آمریکا بر انگیخت، اما بسیاری از کارگران معتقد بودند که این حرکت، خواست واحدی را بیان می دارد که به تسریع در بهبود اوضاع می انجامد. این جنبش سازمان داده شده نقش مهمی در توسعه اجتماعی و فرهنگی آمریکا، و نیز در استقرار حفاظت از کارگران ایفا کرد و نخستین یادبود به یاد ماندنی روز کارگر را بنا نهاد.
در 5 سپتامبر 1882، اتحادیه های نیویورک میزبانی "تعطیلات کارگری" را بر عهده گرفتند. در حدود 10.000 کارگر در آن روز از مرخصی بدون حقوق استفاده کردند تا در راهپیمایی برای درخواست کاهش روز کاری که شامل 12 تا 16 ساعت می شد شرکت کنند. حدود 250 هزار نفر برای تماشای این راهپیمایی به خیابان ها آمدند، که با برگزاری یک پیک نیک برای خانواده کارگران خاتمه یافت.
در شماره روز بعد نیویورک تایمز چنین آمده بود، "آنهایی که به خیابان ها آمدند و یا در راهپیمایی شرکت کردند شادمان بودند و آشکارا از برگزاری آن بسیار خشنود بودند. ... اکثریت آنان سیگار می کشیدند، و به نظر می رسید همگی روز خوبی را در محل پیک نیک گذرانده باشند." شعارهای نوشته شده خواهان "تعیین هشت ساعت به عنوان ساعات قانونی کار" و شعار "ساعات کمتر، دستمزد بیشتر" بود.
اتحادیه ها مراسم سالانه را برگزار کردند، و کنگره در سال 1894، نخستین دوشنبه ماه سپتامبر را به طور رسمی به عنوان روز ملی کارگر تعیین نمود. سرانجام، هشت ساعت کار در روز در اصلاحیه "قانون استاندارد عادلانه کار" مربوط به سال 1938 به عنوان زمان قانونی کار مقرر گشت، که بر اساس آن، کار کودکان نیز ممنوع اعلام شد و میزان دست مزدها مشخص گردید.
صداهای دیگر
در سراسر تاریخ کشور، مجسمه سازان، آهنگسازان، نویسندگان و نقاشان برداشت های خود از زندگی کارگران را با آگاهی اجتماعی تلفیق دادند.
خلیل جبران، هنرمند و فیلسوف آمریکایی لبنانی تبار، در مجموعه تاملات معنوی خود نوشته 1926 چنین می نویسد، "بزرگ مرد واقعی کسی است که بر هیچکس برتری نجوید، و هیچکس نیز او را زیر دست خود قرار ندهد."
این نقل قول از جبران در پایین بنای یادبود 19.2 متری ساخته شده از فولاد و سنگ گرانیت که تعالی (Transcending) نامیده می شود، در گرامیداشت کارگر در بخش بالای بازار هارت در دیترویت، قلب صنعت خودروسازی ایالات متحده و محل موفقیت های چشمگیر و شکست های ویرانگر کارگران حک شده است.
فلیپ لووین، که در دوران پر التهاب در دیترویت در این شهر بزرگ شد، مضمون شاعرانه ای را درباره طبقه کارگر ابراز می دارد. دهه 1930 شاهد موارد متعددی از تعطیلات کارگری– "اعتصاب" – بود، دوران پر آشوبی که دورنمای پسر بچگی لووین را، که در سال 1928 به عنوان پسر تازه متولد شده ای از پدر و مادر روسی-یهودی پا به این شهر گذارد، شکل می دهد.
جمعی، اما فردی
دولت های محلی با توجه به نخستین تعطیلی کارگری در نیویورک، میزبانی پیک نیک ها و رویدادهای ورزشی را در روز کارگر بر عهده می گیرند. مدرسه ها و اداره بسته هستند.
رهبران اتحادیه ها و مقام های دولتی در تمجید از دستاوردهای جمعی کارگران آمریکایی سخنرانی می کنند.
البته، آمریکایی ها، بر اساس تجربه های به دست آمده گوناگون تعاریف بسیار متفاوتی از کار را در ذهن دارند، از این رو، روزی را که آنها برای گرامیداشت کار تعیین ساخته اند منعکس کننده این تفاوت ها است. آمریکایی ها چه در راهپیمایی شرکت کنند یا خیر، به شنا بروند و یا نروند، از دوستان خود دیدار کنند یا نکنند، همیشه مفهوم روز کارگر با گرفتن تعطیلی در این روز گرامی می دارند ... حتی با نگرفتن روز تعطیل.
شاعری با ساعات کار شبانه
لووین همزمان با تحصیل در دانشگاه دیترویت، به کار در کارخانه ها مشغول بود، از جمله کار شبانه در کارخانه ساخت دنده و اکسل خودروسازی شورولت.
لووین کتاب های شعر بی شماری را منتشر ساخته است. "حقیقت ساده" (1994) برنده جایزه پولیتزر شد، و "کار چیست" (1991) جایزه کتاب ملی را از آن خود کرد. لووین در مورد نوشته اش درباره کارگران گفته است، "من این میثاق احمقانه را با خود بستم تا صدای آنان باشم و زندگی من این گونه خواهد بود."
کار چیست؟
برای کار در فورد هایلند پارک
زیر باران در صفی طولانی می ایستیم.
برای کار، می دانید کار چیست- اگر به
اندازه کافی مُسن باشید که بتوانید
این نوشته را بخوانید، می دانید کار چیست
هر چند خودتان ممکن است به آن مشغول نباشید.
مسئله شما نیستید، مسئله انتظار است
از این پا به آن پا شدن.
نم نم باران مثل غباری بر موهای شما می نشیند
و دید شما را تار می کند، تا هنگامی که
فکر می کنید برادرتان را رو به روی
خود می بینید؛ شاید در ده مکان.
عینکتان را با انگشتانتان پاک می کنید،
البته آن شخص برادر کس دیگری است
با شانه هایی کوچک تر از برادر شما،
ولی با همان حالت بی دست و پایی اندوهناک،
پوزخندی که سمجی را پنهان نمی کند،
خودداری حُزن انگیزی از تسلیم شدن در برابر باران،
در برابر ساعت ها انتظار بیهوده، با دانستن این که
جایی در پیش رو، مردی در انتظار ایستاده است که خواهد گفت،
"نه، امروز ما استخدام نمی کنیم،" به هر دلیلی که بخواهد.
برگرفته از "کار چیست" نوشته فیلیپ لووین
(آلفرد اِی. نوپف، 1991).
خوانندگان اینترنتی می توانند به سروده فیلیپ لووین در شعر کار چیست از طریق کتابخانه کنگره گوش دهند.
